|
کوير و بيابان -
دكتر حسين بتولي
دو واژه
کوير و بيابان که در اصطلاح عمومي، اغلب مترادف يکديگر بکار مي برند،
از ديدگاه علمي کاملا" متفاوت مي باشند .
کوير شکلي از بيابان است که قدرت استقرار پوشش گياهي (توليد بيولوژيک)
خود را از دست داده باشد.به عبارت ديگر هيچ گونه آثاري از حيات و رويش
در آن مشاهده نشود. در برخي منابع ، کوير اغلب به اراضي شور و نمکي
فاقد پوشش گياهي هم بکار رفته است. کوير يا «پلايا» ، در واقع سير
قهقرائي بيابان که در اثر تجمع سيلابها ، تبخير فوق العاده زياد سطحي و
بر جاي ماندن املاح قليايي که نهايتا" به صورت زمينهاي داراي پوشش سفيد
نمکي ، نمايان مي شود. بر حسب ميزان محمولات محلول و معلق که در اثر
سيلابها و هرزابهاي حوضه هاي آبخيز ارتفاعات مشرف به نقاط پست بياباني
(معمولا" توام با املاح قليائي فراواني مي باشد ) چاله هاي تدفيني بزرگ
يا کوچک شکل مي گيرد.
اين گونه سيلابها در مسير حرکت خود ، ممکن است ساختارهاي مختلف زمين
شناسي ( مانند ساختارهاي گچي ، قليايي و آهکي) عبور نموده و نتيجتا" در
اثر شستشو و فرسايش مواد ، ا ملاح را با خود به چاله هاي تدفيني هدايت
مي نمايند. بدنبال اين عمل ، تبخير سطحي آب موجود ، منجر به باقي
گذاردن املاح(مخصوصا" در سطح الارض) مي شود. بنابراين خاک اشباع از
املاح شده و امکان زيست را از گياهان سلب مي کند به همين ترتيب کوير
توسعه و گسترش يافته و هر روز بر دامنه آن افزوده مي گردد. به
اعتقاد«گابريل» چهره کويرهاي ايران، داراي اراضي غني از نمک مي باشد.
تبلور نمک بر گلهاي رس فشار مي آورد و آنها را متورم مي سازد، لذا
چينها و شکستگيهاي بصورت نامنظم و داراي زواياي مختلف بوجود مي آيد. در
محل شکستگيهاي رسي، عمل تبخير سطح انجام گرفته و چون در اين نقاط ميزان
آب شور بيشتر از ساير نواحي ديگر است ، پس از عمل تبخير ، املاح نمک در
مسير شکافها باقي مي ماند و چند ضلعيهاي کوير را باعث مي شوند. به
کوتاه سخن اينکه ، کويرها ، قاقد حيات بيولوژيک بوده در صورتي که
بيابانها ، داراي پوشش گياهي ضعيف مي باشد و اين پوشش گياهي بسته به
شدت محدوديتهاي اکولوژيکي ، ممکن است فقير تا بسيار فقير از پوشش گياهي
باشد.
|