صفحه اصلی درباره ما |  تماس با ما  |  پیوندها | برنامه ها |  گالری عکس  |   نظرسنجی  |  تبلیغات در سایت  | English
 

 

 
تور و گردشگری اخبار سایت
عضویت ارسال مقاله
             

بیابان لوت

ریگ جن

کویر مرکزی

مسیله و مرنجاب

کویر خور و  یزد

سایر بیابان ها

 موضوعی  کویر

خودرو

نکات فنی و ایمنی

 آب و غذا

جهت یابی

 تجهیزات

  

کویرها و بیابان ها

دریاچه ها و تالابها

کاروانسراها و قلعه ها

شهر های کویری

روستاهای کویری

پارکهای ملی

مناطق حفاظت شده

پناهگاههای حیات وحش

  

کویرنوردان ایـران

اقامتگاه های کویری

محیط زیست

کتب و نشریات  کویر

سینمای کویر

معماری کویر

پوشش گیاهی

پوشش جانوری

فرهنگ و تاریخ کویر

  

اخبار کویر

تور و گردشگری

    

  عنوان مقاله 

 

پلنگ ايران؛راز ماندگاري يك نژاد  - مجید موسی خانی

 

بر تو چه گذشت؟ بر تو و نژاد تو اي نژادترين گربه، سطان تيغ‌هاي بلند، غرّه‌ترين جنبنده‌ي كوهستان‌هاي دشوار و پرت.
- بر من همان رفت كه بر همگنانم، گربه‌هاي بزرگ ....
- مبادكه بانگ تو خاموش شود اي آبنوش چشمه ساراني كه بلندترين برفجاي‌ها و يخچال‌ها روان مي‌شوند با زلال‌ترين و روشن‌ترين آب‌ها.
آرام مي‌نشينيد گربه بزرگ. خال‌هاي درخشان، بسن پوستش را براق‌تر مي‌نمايد؛ مخملي چشم‌نواز و گلكوب. چشمان‌عسل رنگ دوخته به دور – دورتر جاي افق
- چنان كه گويي در چشم اندازي اثيري گذشته‌ي دودمان خويش را مي‌جويد.
- سر سلسله دودمان ما، پير پلنگي رّد و بخرد، مام همه گربه‌گان همانجا مي‌زيسته است آيا؟ در آن وادي پر نشاط و نعمت كه از دستبرد آدميان مصون مي‌بود؟
- آري . و شنيده‌ايم كه چندان غرور مي‌داشت كه ماه را بلند آشيان‌تر از خويش برنتابيد و از بلندتريم چكادخيز برداشت به زير كشيدن او را، و فرو غلتيد در ژرف‌تردرّه .
- نه به زير کشيدن، بل در آغوش کشيدن؛ از بس که عاشق بود … عاشق جاودانگي.
- ... و پژواک آخرين نعرهاش بماند در بن صخرهها و سيبها.
وروندگان کوهستان مي‌گويند که در خاموشتر ساعت شامگاه پژواک آن واپسين بانگ را مي‌ شنود که در آمد شدي ابدي سر به ديوارهها و صخرهها مي‌ کوبد.
پلنگ، با خورشيد در عصر بلند: و ما چنين دانسته ايم که در روزگاري گم در غبار هزارهها و سدهها از گرده ي پر شيب ترين کوه تن بالا کشيد و بر قله ايستاد. ماه تمام را به شوق نگريست و با جهشي غول آسا به سوي ماه پريد و همه نور و گرمي‌ او را به برکشيد و فروغلتيد.
- هم از اين روست که از آن پس ماه سرد و سنگ است؟
- و همي‌ن نور و گرمي‌ ماندگار است که نسل ما را تا کنون برقرار داشته است – مغرور، سرفراز، نيرومند.
باري، زمان گذشت و گذشت تا که مردمي‌ از راه رسيدند با مرکبهاي آتشين و چوپ دستاني که با زبان تندر و آتش سخن مي‌ گفتند. اينان زمي‌ن را از زير پاي همگانان ما در ارژن و مازندان بيرون کشيدند و آنان که راز زيستن در سختونهاي صعب را نمي‌ دانستند چندي نپاييدند.
و ما مانديم از آنروي که آموخته ي زيستن در دشوارترين شيبگاهها و ستيغها بوديم، آموخته ي استتار و گريز. و به مدد پولادِ سرپنجه و الماس دندان و پاهاي چابک زنده مانديم.
از برابر سفيرهاي مرگ شان به سلامت گذشتيم و بدين سان آموختيم چگونه شب هنگام در دشوارترين گذرگاهها صيد خود را بشکنيم و قوت فرزندان فراهم سازيم – به سرپنجه نيرو و تدبير. و مانديم و مانديم و خانمان خويش را از ورطه گذرانديم و بدين جا که بيني رسيده ايم؛ تا آينده چه در آستين داشته باشد.
- امي‌دي هست آيا؟
- نشانه ديده شد. نسلي ديگر فرا مي‌ رسد. ديديم مرداني را که با شوق به کوه با شوق به کوه بر مي‌ آيند و دست افزاري ديگر بر دوش دارند. جشمانشان جوينده و مهربان است و در ديدار با هر وحش، وطير ابزار از دوش بر مي‌ گيرند و به چشم مي‌ نشانند و چون انگشت بر ماشه مي‌ فشارند صدايي دلنشين بر مي‌ آيد:
اما بمان، دمي‌ بمان، قرار بگير، روي به فرا پشت خويش، به اما بمان، قراربگير، روي به فرا پشت خويش، به سوي من کن، مرا بنگر، آري، آري،هان، همي‌ن است: کليک.
پلنگ
برزگترين گربه سان ايران (در حال حاضر) با جثه اي بزرگ که طول بدن آن تا 160 سانتي متر و بلندي در ناحيه شانه تا 75 سانتي متر مي‌ رسد. بدن اين گربه سان نسبتاً دراز و باريک و دستها و پاهاي قوي او با پنجهها و ناخنهاي بزرگ و گوشهاي کوتاه و مدور و بدون موهاي بلند انتهاي‌، و دم دراز که طول آن معمولاً از نصف طول بدنش بيشتر است.
دسته خالهاي گل مانند در همه جاي بئن و دم و دستها و پاها پرتکنده شده است.
در روي ستون فقرات بعضي از پلنگها، خالها دنبال هم قرار گرفته و به صورت نوار نمايان مي‌ شود.
محل زندگي پلنگ ايران جنگلها و ارتفاعات کوهستاني تا حدود 4000 متر ارتفاع است. پلنگها زندگي در نواحي پردرخت و صخره اي و نزديک رودخانه را ترجيح مي‌ دهند. کمتر به سمت کوهپايه پايين مي‌ آيند و به ندرت در دشتها ديده مي‌ شوند. اگر چه پلنگها بيشتر به هنگام شب فعاليت دارند ولي در روز هم ديده مي‌ شوند. پلنگ داراي استعداد جسمي‌ بي همتايي است؛ از درخت و صخره با چالاکي بالا مي‌ رود، دو و پرش اين گربه تحسين آمي‌ز است، راحت شنا مي‌ کند و در شکار چنان مهارتي دارد که نظير آن کمتر ديده مي‌ شودو سازش پلنگ با اکوسيستمهاي مختلف نيز بازتابي از قدرت و انعطاف پذيري اين جانور است. وجودش ظاهراً فقط منوط به حضور طعمههاي مورد علاقه، يعني کل و بز و قوچ و مي‌ش و گراز است (درايران).
لذا همان طور که اشاره شد پلنگهاي جهان است، و وزن آن به 90 کيلوگرم مي‌ رسد؛ در مقابل، وزن نمونههاي بزرگ پلنگهاي آفريقا و هندوستان حدود 60 کيلوگرم است.
فصل جفت گيري پلنگ، اواسط زمستان و دوران بارداري آن حدود 5/3 ماه است. تعداد تولهها نيز 2 تا 3 قلاده است که بعد از 10 روز چشم باز مي‌ کنند.
متوسط طول عمر پلنگ 18 سال است و در سن بلوغ به غير از دوران جفتگيري، به طور انفرادي ديده مي‌ شود. البته عمر طبيعي پلنگهاي نر بيشتر از پلنگهاي ماده است. از جمله افرادي که روي عادات و رفتار پلنگ ايران تحقيق و مطالعه داشته خانم آرزو صانعي است. وي در پايان نامه کارشناسي خود تحت عنوان «بررسي وضعيت پلنگ در ايران» به راهنمايي دکتر هدايت ا... تاجبخش (تابستان 1383)، به بررسي مرفولوژي پلنگ ايران، خصوصيات و رفتار، پراکنش پلنگ در ايران، عوامل تهديد آن در ايران و غيره پرداخته است، و در تهيه مطالب پيش روي شما، مطالعات و تحقيقات ايشان نيز استفاده شده است.
پلنگ نسبت به ساير گربههاي وحشي گسترده ترين توزيع را دارد و تنوع زيادي را از نظر ظاهري رفتار، درنده خويي و ابعاد جثه نشان مي‌ دهد.
پلنگ جزو معدود جانوراني است که خيلي راحت خود را با تغييرات محيط زندگي وفق مي‌ دهد. بسيار پنهان کار و زيرک هستند. در مي‌ان گربههاي بزرگ شايد بهترين کمي‌ن کنندهها باشند. بسيار چابک از درخت پايين بيايند. علاوه بر توان صعود، شناگران ماهري نيز هستند، اما مانند ببرها به آب علاقه نشان نمي‌ دهند.
شنوايي و بينايي، از قوي ترين حواس آنهاست. پلنگها به دليل عادت شبگردي و به علت مزيت پنهان کاري خود، مي‌ توانند در کنار مناطق مسکوني انسانها زندگي کننند بدون اينکه شناسايي شوند. پلنگ اين توانايي را دارد که به شکار خود بدون اينکه ديده شود، بسيار نزديک گردد، سپس با کمي‌ن کردن و پرش، پس گردن يا گلوي طعمه را گاز مي‌ گيرد.
همانطور که ذکر شد زمان جفتگيري پلنگ در ايران ماههاي بهمن و اسفند است. طول مدت فحلي براي مادهها معمولاً 6 تا 7 روز و براي ترها 46 روز است. مرگ و مي‌ر تولهها در سال اول تولد 41 درصد تا 50 درصد در سال تخمي‌ن زده مي‌ شود فاصله بين دو زايش به طور متوسط 15 ماه تا دو سال است. البته اين مدت با از بين رفتن نوزاد حيوان، کوتاه تر مي‌ شود. سن استقلال 14 تا 18 ماهگي است. در مناطقي که شکار فروان است، به ويژه اگر زيستگاه همسايه توسط پلنگهاي ديگر اشغال شده باشد، ممکن است جدا شدن تولهها به تأخير بيفتد، اما به طور کلي نرها در 18 ماهگي به دنبال قلمرو خاص خودشان مي‌ گردند و مادهها بعد از 2 سال مادر را ترک مي‌ کنند؛ اگرچه همچنان در نزديکي پايگاه مادر باقي مي‌ مانند.
نسبت جنسيت در سن بلوغ در پلنگها به نسبت يک نرو 8/1 است. سن آخرين بارداري و تولد مثل به طور متوسط 5/8 سال در باغ وحش براي مادهها و در محيط طبيعي 12 سال براي هر دو جنس است.
همانطور که ذکر شد، چشمان نوزاد پلنگ در هنگام تولد بسته است، شايد دليل آن حفاظت چشمها در برابر خورشيد و جلوگيري از سرگرداني نوزاد باشد. بعد از حدود 10 تا 14 روز چشمان نوزاد باز مي‌ شود.
در مورد سازگاري پلنگ براي شکار کردن و زندگي راخت تر چند نکته قابل ذکر است؛ از جمله پوست شل شکم که کمک مي‌ کند تا هنگام لگد زدن شکار، پلنگ کمتر صدمه ببيند و موهاي متراکم و انبوه براي حفاظت حيوان از آب و هواي سردتر، پوشش خالدار استتار حيوان، بلندتر بودن پاها نسبت به دستها براي تسهيل پرديدن (اين خصوصيت در شکار، زبان زبر براي کندن پوست شکار و جدا کردن آن گوشت و جدا کردن گوشت از استخوان.
پلنگ در زمانها و مکانهاي مختلف، نمايههاي گوناگوني را به جاي گذارد. بدين ترتيب براي مشاهده و بررسي هر يک از اين نمايهها با در نظر گرفتن شرايط و نحوه ايجاد آن بايد زمان و مکان خاصي را براي جست و جوي آن انتخاب کرد.
در بررسي رد پاي پلنگ نیز مانند بسیار دیگر از حیوانات، مناسب ترین زمان هنگام طلوع آفتاب است.نماهها در مورد پلنگ عبارتنداز: لانه، صدا، بو، مدفوع، ادرار, خراشدگ بر رو درخت، له شدگ پوشش گاه (محل غلتدن پلنگ)، ردپا، آثار باق مانده از شکار طعمه.
تجزيه و آناليز مدفوع پلنگ نيز مي‌ تواند اطلاعات بسياري درباره وضعيت و نوع تغذيه حيوان به ماه بدهد. به طور مثال در مورد پيداشدن مدفوع پلنگ که پشم سفيد در آن بود (سولگرد پارک ملي گستان)، پس از تجزيه و مشاهده محتويات مدفوع، ناخن يک پلنگ در آن پيدا شد و مشخص شد که پلنگ از يک پلنگ ديگر تغذيه کرده است.
بررسي واکنش پلنگ در ايران (گذشته و حال)
در سالهاي قبل از 1340 زندگي در اکثر جوامع روستايي ايران به صورت کشاورزي و دامداري به روش سنتي بود. رشد، توسعه و گسترش شهرها نيز مسير کندي را طي مي‌ کرد. در نتيجه در اکثر اکوسيستمهاي ايران گلههاي قوچ و مي‌ش و کل و بز وحشي در اغلب تپه ماهورها و ارتفاعات و کوههاي بلند و مرتفع سلسله جبال البرز و زاگرس مشاهده مي‌ شد. اکثر کوههاي بينابيني و منفرد اين دو رشته کوه هم در ايران رد ايران رد پاي پلنگ را در خود داشت. اين حيوان نيز اجزاي مهم اکوسيستمهاي ايران محسوب مي‌ شد. (زيرا پلنگ به عنوان يک گوشتخوار در رأس هرم غذايي قرار دارد).
علاوه بر مناطق و مراتع کوهستاني و جنگلي که حيوان به صورت بومي‌ در آنها زندگي مي‌ کرد و تمام عشاير و دامداران و جنگل نشينان 50 سال گذشته ايران به خوبي با آن آشنايي داشتند، حيوان به صورت گذاري در پي مهاجرتهاي قوچ و مي‌ش وحشي و يا در پي آهو و جبير که مخصوص مناطق دشتي ايران هستند، در دشتها نيز مشاهده مي‌ شد و ساکنان مناطق دشتي ايران نيز با آن آشنايي داشتند و گه گاه از مناطق دشتي و بياباني و کويري نيز وجود پلنگ گزارش مي‌ شد، چنانکه در منابع قديمي‌، وجود پلنگ در مناطق دشتي نيز ثبت شده است. براساس مستندات و خاطرات شکارچيان و گزارشات و سفرنامههاي معتبر سياحان و جهان گردان خارجي و افراد با سابقه و صاحب نظر داخلي در امور حيات وحش ايران، اين حيوان در 50 سال گذشته در کليه نقاط کوهستاني و جنگلي ايران وجود داشته و زندگي مي‌ کرده است.
اگرچه پلنگ ايران آخرين بازمانده از جنس Panther‌، قدرت سازگاري بالايي داشته و بعد از گربه وحشي، نسبت به ساير گربه سانان جهان‌، بيشترين محدود جغرافياي را معادل 34170 مي‌ليون کيلومتر مربع، به خود اختصاص داده است اما طبق جديدترين فهرست سرخ (2001 (IUCNدر خطر انقراض شناخته شده است. با اينکه پلنگ تقريباً در تمام ايران پراکنده شده اما جمعيت آن در بسياري از مناطق کاهش چشمگيري يافته و حتي به کلي از بين رفته است. اين نقصان در پراکندگي و جمعيت اين حيوان باانعطاف پذيري بالا، علل متعددي دارد که براي رفع اين عوامل استفاده از روش مديرتي گربه سانان بزرگ و ايجاد يک طرح جامع در کل کشور ضروري به نظر مي‌ رسد. ضمناً در اين خصوص گه چند زير گونه از اين حيوان در ايران وجود دارد که براي رفع اين عوامل استفاده از روشهاي مديريتي گربه سانان بزرگ و ايجاد يک طرح جامع در کل در کل کشور ضروري به نظر مي‌ رسد. ضمناً در اين خصوص که چند زير گونه از اين حيوان در ايران وجود دارد، پژوهشگران نظرات متفاوتي ارائه داده اند. برخي 3 زير گونه و برخي 5 زير گونه را در ايران برشمرده اند. اما جديد ترين نظر بيان مي‌ دارد که در ايران تنها ترين زير گونه Soqcicolor وجود دارد و از طرفي جمعيتهاي مختلف پلنگ در ايران تفاوتهاي ظاهري فرواني با هم نشان مي‌ دهند که بي شک تفاوت در شرايط زيستگاه و آب و هوا در بروز آن بي تأثير نبوده اند و احتمال زيادي وجود دارد که اين تفاوتهاي ظاهري صرفاً مربوط به ايجاد اکوتيپهاي گوناگون در شرايط مختلف زيست محيطي هستند.
منابع:
اسکندر فيروز (1378) حيات وحش ايران، مرکز نشر دانشگاهي
اسماعيل اعتماد (1364) پستانداران ايران، سازمان حفاظت محيط زسيت.
هدايت ا... تاجبخش (1374) نخجيران، موزه آثار طبيعي و حيات وحش ايران.
آرزو صانعي (1383) بررسي وضعيت پلنگ درايران، پايان نامه کارشناسي.
بيژن فرهنگ دره شوري (1355) راهنماي پستانداران ايران، سازمان حفاظت محيط زيست.

 

 

 

 

  تصاویر

 

 

 

 

 

                    

پلنگ ایرانی

 

پلنگ ایرانی

 

 

     مطالب مرتبط :

 

bullet

حیات وحش کویر

bullet

گیاهان مناطق کویری

bullet

نکات ایمنی

 

 

     پیوند به بیرون :

 

bullet

آنوبانینی

 

 

  

 کلیه حقوق  بر اساس قوانین نرم افزاری متعلق به وب سایت کویرهای ایران می باشد.

برداشت مطالب با اجازه کتبی و درج منبع امکانپذیر است.