|
کویر لوت
(5)
-
حمیدرضا
عباسی
از
آنجائیکه سالجاري بنابر پيشنهاد دبيركل سازمان ملل متحد، به نام سال
«بيابان و بيابانزايي» ناميده شده است برای ثبت وضعیت موجود مناطق
بیابانی و کویری از تاریخ ۱۶/۱/۸۵ بمدت ۹ روز سفری به بیابان لوت انجام
دادیم. نوشتار پیش رو سفرنامه مذکور است که پیاپی خواهد آمد.
مسير حركت اين ماموريت از شهرهاي تهران –يزد-كرمان- ماهان-شهداد –بم –
جيرفت- كهنوج- اصفهان بود كه در مجموع حدود 4600 كيلومتر مسافت طي شد.
سفر ازصبح روز چهارشنبه (16 فروردين ماه 1385) در محور آزادراه تهران -
قم - كاشان شروع و بعد از عبور از نائين و يزد و رفسنجان و ديگر شهرهاي
مسير به كرمان ادامه يافت. برنامه و زمانبندي سفر بشرح زير انجام گرفت:
1- در تاريخ 18/1/85 بازديد از منطقه شهداد و حاشيه غربي لوت و
كلوتها،
2- در تاريخ 19/1/85 بازديد از مناطق بياباني مسير كرمان – راور واقع
در لوت شمالي،
3- در تاريخ 20 الي 22/1/85 بازديد از مناطق بياباني و كويري لوت
جنوبي‘ فهرج ‘ بم ‘ چاله ريگان و جازموريان.
شهداد
شهر شهداد در لبه غربي لوت واقع شده است. كوههاي جفتان و بلور واقع در
جنوب شرقي و شرق كرمان همانند حصاري منطقه شهري كرمان را از لوت جدا
كرده است. در شكل 1 نمايي فرضي از موقعيت قرار گرفتن شهر شهداد و عوارض
ساختاري لوت نسبت به شهر كرمان را نشان ميدهد
براي رسيدن به شهداد بايد از عرض اين ارتفاعات عبور كرد. نيمي از
ارتفاعات مذكور از جنس آذرين(جبهه رو به دشت كرمان) و نيمي ديگر كه به
طرف لوت است از سازندهاي تبخيري لوت تشكيل شدهاند. نيمه دومي به صورت
بريدگيهايي با بلندي حدود 100متري از سطح دشت لوط قرار دارند اين
بريدگيها 3 عدد هستند كه كه از پايين دست سيرچ شروع شده و تا قبل از
شهداد واقع شدهاند. كرينسلي اين بريدگيها را از ديدگاه ژئومرفولوژي
پرتگاه خوانده است در حاليكه از ديدگاه شكل اراضي كوههاي گرد ومدور كه
نسبت به يكديگر داراي اختلاف ارتفاع ميباشند. همچنين از همين ديدگاه‘
شهر شهداد در پايين دست مخروط افكنه رودخانه شهداد كه از كوههاي مذكور
سرچشمه ميگيرد قرار دارد. اين رودخانه رسوبات خود را بر روي اين
بريدگيها قرار داده و قسمتي از آنها را نسبتا صاف كرده است.
وجود اين آبرفت بادبزني شكل سنگريزهدار(مخروط افكنه) كه داراي
نفوذپذيري زياد است در تامين آب چاههاي شهداد بسيار موثر است. در حال
حاضر به دليل خشكساليهاي چند سال گذشته آب رود مذكور كه از داخل دره
سيرچ وارد لوت ميشود بوسيله كانال بتوني به شهداد منتقل ميشود و از
آن در آبياري اراضي كشاورزي و باغها استفاده ميشود.
متاسفانه به دليل كمبود امكانات و منابع آب مطمئن‘ شهر شهداد درحال
ازدست دادن جمعيت خود است. از حدود 6000نفر جمعيت موجود در چند سال
گذشته تنها 2000نفر در اين شهر باقيماندهاند. تغيير وضعيت درآمدي مردم
در اين منطقه از كشاورزي به بخشهاي ديگر(خدمات‘ صنعت‘ گردشگري و...)
ضروريست.
4- موقعيت كوير لوت
كلمه لوت به معني برهنه و فاقد هرچيز است(مستوفي 1348). اولين بار محمد
بن ابراهيم‘ مورخ سده يازدهم هجري‘ در كتاب خود از كلمه لوط در جمله "
از راه بيابان لوط روي به خراسان نهادند...."استفاده كرده است. مستوفي
معقتد است كه در منطقه لوت هركس در بيابان بيچاره و درمانده و سرگردان
شود به آن لوتي گويند يعني همه چيز را از دست داده است. حتي اين كلمه
در زبان تركي (آذري) نيز با همين معني بكار ميرود بطور مثال "نيه لووت
الموسان" به معني "چرا لخت شدهاي" است. برخي نيز گفتهاند كه كلمه لوت
از نام قوم لوط پيغمبربرادر زاده ابراهيم گرفته شده است اگرچه مشخصاتي
كه در قران و تورات از جايگاه اين قوم ذكر شده با شرايط لوت منطبق است.
جالب اينست كه نظاير شرايط لوت ايران (وجود كلوتكها و تپههاي ماسهاي)
را در جنوب بحرالميت نيز وادي قوم لوت گويند(3). در اطراف شهر راور نيز
قبري موجود است كه مردم معتقدند متعلق به لوط پيامبر است. بايد گفت كه
كلمه لوت را اعراب بعداز فتح ايران در هنگام عبور از شهرهاي خيالي
(كلوتها) بر اين منطقه گذاشتهاند. بهرحال آنچه مسلم است لوت به معني
بي چيز و برهنه و منظور نداشتن پوشش گياهي و آب، دو عنصر لازم براي
حيات انسان و حيوان در گذشنه است. بهمين دليل بسياري از بوميان منطقه
از رفتن به لوت ترس داشتند و هنوز هم دارند.
بيابان لوت در حد فاصل عرض جغرافيايي 28 تا 32 درجهي شمالي، در
گسترهاي به طول 900 كيلومتر و به مساحت 199 هزار كيلومتر مربع قرار
دارد. حد شمالي لوت به منطقه طبس‘ ارتفاعات نايبند و بيرجند ‘ حد شرقي
به نصرت آبا د و در غرب به راور و شهداد و حد جنوبي آن به نرماشير و
ريگان و كوه بزمان محدود است. سه عارضه مهم لوت شامل كلوتها در غرب‘
مجتمعهاي ماسهاي بزرگ در شرق و دشتهاي ريگي در شمال و جنوب است.
هنوز گزارشي مبني بر عبور شخصي از مجتمعهاي بزرگ ماسهاي شرق لوت در
دست نيست ولي براي اولين بار مستوفي بهمراه يك آلماني در سال 1348 از
عرض كلوتها عبور كردهاند.
بيشتر مورخان خارجي لوت را از نظر جغرافياي طبيعي و سياسي به دو قسمت
شمالي و جنوبي تقسيمبندي كردهاند. در حاليكه پژوهشهاي مستوفي در
موسسه جغرافياي دانشگاه تهران‘ آن را به سه بخش زير تقسيم كرده است
- لوت شمالي يا لوت خراسان يا لوت بصيران(از راور تا بيرجند و حوالي
نصرت آباد) كه بيشتر دشتهاي ريگي و محل برداشت وحمل نهشتههاي بادي
است‘
- لوت مركزي كه قسمتهاي جنوبي راه خبيص به ده سلم را شامل ميشود و
دربرگيرنده مناظر حقيقي لوت يعني كلوتها و تپههاي شني است
- لوت جنوبي كه به آن لوت زنگي احمد[2] هم ميگويند به كوههاي
شاهسواران( من چنين كوهي را روي نقشه پيدا نكردم شايد منظور كوههاي
منتهي به سبزواران كه همان جيرفت است و درحال حاضر بارز ناميده ميشود)
و بزمان محدود ميشود. حد شمالي اين منطقه دشتهاي كشيت و بلوچ آب تا
راه بم به زاهدان است.
كوير لوت را با اسامي گوناگوني چون چالهي لوت، دشت لوت و بیابان لوت
نيز ناميدهاند. با توجه به تعريف كوير كه وجود آب و خاك و نمك در كنار
يكديگر است و اينچنين شرايطي بر تمامي لوت حكفرما نيست به نظر استفاده
از بيابان لوت صحيحتر است . همچمنين چون دشت به معني جاي صاف و هموار
بكار ميرود و در سراسر لوت وجود پستي و بلندي محرز است بنابراين دشت
لوت نيز اصطلاح مناسبي براي آن نيست.
كلوتها
شايد مهمترين عوارض موجود در لوت كلوتها باشند. كلمه كلوت كه يك كلمه
بلوچي است و بلوچها نيز قومي ايراني هستند از دو جزء كل و لوت به معني
شهر لوت تشكيل شده است. هنوز هم از كلمه كلاته در بسياري از نقاط
خراسان و سيستان بعنوان آبادي ياد ميشود. منظور از كلوت يا شهر لوت
تپههايي با شكلهاي مختلف است كه از جنس رس و گچ مي باشند. اين عوارض
كه تقريبا تمامي سطح غربي لوت مركزي را پوشانيدهاند در اثر عمل باد و
آب بشكل ساختمانهاي تخريب شده قديمي هستند كه گويا در گذشته دور در
آنجا زندگي رواج داشته است در حاليكه اینطور نبوده و آثار آبادانی و
كشاورزي در آنها ديده نميشود.
احمدي(1367) طرز تشكيل كلوتها را حاصل از بارندگيهاي موقتي در بيابان
ميداند كه آب با مواد خاكي سطح كلوتها خميري درست مي كند و پس از خشك
شدن ‘وزش باد آنها را با خود برده و كم كم حفرهها و چالههايي در اثر
آن بوجود ميآيد. اين حفرهها بزرگتر شده و در نهايت بصورت دالانهاي
امروزي ديده ميشوند.
بوبك (1963) به نقل از كرينسلي معتقد است كه عمل انتقال ذرات از روي
كلوتها به داخل گودالهاي تشكيلات لوت بصورت دورهاي انجام شده است. در
واقع اين امر نشان دهنده عمل فرسايش آب و باد بهمراه هم و يا بطور
متناوب در دورههاي خشك و تر است.
تفاوت شكل كلوتها در طول آنها بوضوح ديده ميشود بطوريكه در برخي نقاط
كلوتها بسيار كوتاه شده (مانند چند محدوده كوچك در اطراف شهداد)كه به
آنها كلوتك گفته ميشود. در جنوب غربي لوت و در شمال تا شمال غربي فهرج
نوعي از كلوتها ديده ميشود كه ديواره آنها عمودي است. كرينسلي معتقد
است اين نوع كلوتها در اثر طغيانهاي فصلي و برش ديوارههاي آنها بوجود
آمدهاند. اين ديوارهها بريده شدهاند و در برابر فرسايش مقاومت
بيشتري نسبت به بقيه دارند.
در بين كلوتها اراضي شور كويري وجود دارد كه به دليل سطح آب زيرزميني
بالا و گچ ‘ سطح آنها شخم خورده و يا به صورت چند ضلعي است. در زير
لايه سطحي اين كويرها در عمق 10 تا 20 سانتيمتري سخت لايهاي از جنس
نمكهاي كلسيم‘ سديم و منيزيم است. شوري كويرهاي شخم خورده كمتر از
كويرهاي ديگر(كوير چند ضلعي‘ سفيد‘ زرده و.....) است. به همين سبب
امكان رويش برخي گياهان به شرط تا مين آب است. همانطور كه در شكل ۷
ملاحظه ميكنيد احداث جاده آسفالته موجب توليد يك ميكرو آبخيز شده و در
داخل كوير شخم خورده امكان رشد ني و گز را فراهم آورده است. اين تكنيك
ميتواند در كمپ تفريحي كويري (كه در شمال غربي شهداد است) در مقياس
كوچك بكار آيد تا ضمن ايجاد مانعي براي رسيدن شن به كمپ‘ فضاي سبزي
بعنوان بادشكن (كه در حال حاضر از خاكريز براي اينكار استفاده ميشود)
ايجاد كند هرچند هدف كمپ كويري داشتن فضاي سبز نيست.
نبكاهاي حاشيه غربي لوت
تلهاي گياهي و يا نبكاها‘ عوارضي هستند كه بيشتر در مناطق برداشت و
حمل رسوبات بادي بوجود ميآيند. اين شكل اراضي با رويش يك گياه و گير
افتادن ذرات شن و جمع شدن در پاي آنها پيدا ميشوند. با رشد گياه ميزان
افزايشهاي بادي در پاي گياه زياد ميشود. ارتفاع مواد جمع شده در پاي
گياه ممكن است به چند متر برسد. يك نبكا در طول دوره عمر خود مراحلي را
ميگذراند محمودي(1356) مراحل تولد و مرگ يك نبكا را به تفضيل در
مقالهاي در رشد جغرافيا آورده است. به نظر ميرسد كه اين نبكاها مراحل
اوج تكامل خود را ميگذرانند و هرگونه دخل و تصرف در آنها موجب اضمحلال
آنها ميشود.
با توجه به نزديك شدن آب زيرزميني نسبتا شور رودخانه شهداد به سطح زمين
در شمال شرقي شهداد كه در نهايت به داخل كلوتها ميريزد شرايط براي رشد
گز شاهي فراهم شده است. با رشد اين درختان ارتفاع نبكاهاي اين قسمت از
لوت بسيار بلند و منحصربفرد هستند.
هرساله بر روي ريگها و ماسههاي جمع شده در پاي درختان نبكاها مقداري
بقاياي برگ و شاخه ميريزد. با توجه به سرعت تجزيه اين مواد در بيابان‘
مواد آلي حاصل از آنها بسرعت تجزيه شده و از بين ميروند. احتمالا بعلت
كمبود رطوبت ‘ سرعت تجزيه زياد مواد آلي و بزرگي ذرات
ماسه‘ اين مواد با ذرات و مواد جمع شده در پاي گياه نميتوانند پلهاي
لازم براي تشكيل ساختمان خاك را بوجود آورند. بدين جهت در نبكاهاي غرب
لوت كه مورد بازديد قرار گرفت ساختمان خاك مشاهده نگرديد.
حمیدرضا
عباسی |