|
توصيفي از
كوير -
کریم
امامی
مي خواهم باز هم از
كوير بگويم
، از سرزميني كه نهايت تلاش براي بقا را به تصوير مي كشد، جائي كه آب
را با هيچ تجملي نميتوان پيمانه كرد،
آنجا كه سكوت موسيقي مداوم است و مملو از پرده هاي پر رمز و راز، آنجا
كه سايه ها تنها همراه رهنورد است، همه چيز را افق، منتهي است، افق ،
مرز طولاني آسمان و زمين ، ماواي خورشيد، نهايت معني براي يك نگاه
جستجوگر،
شبهاي كوير حكايت ديگريست. شب، آسمان كوير نگاهت را با خود مي برد تا
آستانه عروج، محو ميشوي در نقطه و نور، ضربانت را در كم وزياد شدن نور
ستارگان هم آوا مي بيني، يكي شدن با طبيعت، از جنس طبيعت شدن ، حل شدن
در واقعيت.
چه خوشبويند اين خارهاي كوير،
چه خوش آب و رنگ اند گلهاي كوير،
چه گواراست آب كوير،
چه دوست داشتني هستند مردم كوير،
چه شنيدني است موسيقي كوير،
همانند شب، سكوت، كوير
|