صفحه اصلی درباره ما |  تماس با ما  |  پیوندها | برنامه ها |  گالری عکس  |   نظرسنجی  |  تبلیغات در سایت  | English
 

 

 
تور و گردشگری اخبار سایت
عضویت ارسال مقاله
             

کویر لوت

ریگ جن

کویر مرکزی

مسیله و مرنجاب

کویر خور و  یزد

سایر کویر ها

 موضوعی  کویر

خودرو

نکات فنی و ایمنی

 آب و غذا

جهت یابی

 تجهیزات

  

کویرها و بیابان ها

دریاچه ها و تالابها

کاروانسراها و قلعه ها

شهر های کویری

روستاهای کویری

پارکهای ملی

مناطق حفاظت شده

پناهگاههای حیات وحش

  

کویرنوردان ایـران

اقامتگاه های کویری

محیط زیست

کتب و نشریات  کویر

سینمای کویر

معماری کویر

پوشش گیاهی

پوشش جانوری

فرهنگ و تاریخ کویر

  

اخبار کویر

تور و گردشگری

    

  عنوان مقاله 

 

کویر لوت (3) 

 

افسون كوير كسي را كه يكبار مسحورش شده باشد رها نخواهد كرد
مهدي فلاحت پيشه ، عباس عطاپور و جواد مفاخري
زمستان 82


كويرهاي ايران را مي توان بر اساس ساختار به سه قسمت اصلي:
1. دشت كوير ؛ مشتمل بر منطقه حد فاصل جنوب سمنان و شمال اصفهان شامل ماسه زار ارواح يا ريگ جن و درياچه نمك شمال كاشان
2. باتلاق بزرگ نمك در غرب خراسان ؛ كه احتمالا بزرگترين منطقه خالي از حيات در جهان است و
3. لوت ؛ در جنوب شرقي كشور تقسيم كرد.
در اين ميان لوت با ويژگيهاي بسيار بارز شايسته توجه بيشتري ست.
كوير لوت از شمال به نايبند ، از غرب به بهاباد و شهداد ، از شرق به نهبندان و از جنوب به بم محدود مي شود. مساحت اين منطقه حدود 30000 كيلومتر مربع است.ناحيه شرقي لوت بزرگترين ماسه زار ايران و احتمالا جهان است. نواحي شمالي و نوار باريكي از غرب درياي ماسه ، كويري مسطح ، با كمترين عوارض طبيعي و در قسمتهاي جنوبي آكنده از نمكزار است.ناحيه شرقي در مجاورت شهر شهداد و رشته كوه جفتان – پلوار به عنوان كم ارتفاع ترين منطقه فلات ايران با ارتفاع متوسط 250 متر ، در پست ترين نقطه داراي ارتفاعي معادل يكصد متر است (58.45 طول و 30.30عرض). اين منطقه موسوم به شهر لوت بوده و با مساحت تقريبي 6500 كيلومتر مربع بزرگترين عارضه كلوخي دنياست. كلوتهاي موازي در امتداد جنوب شرقي به شمال غربي بسط يافته و ايجاد كوچه هايي به طول 160 كيلومتر و عرض 200 تا 500 متر نموده اند. دكتر آلفونس گابريل در كتاب عبور از صحاري ايران مي تويسد:
“ تعداد محققاني كه به چاله خبيص ( شهداد) در لوت قدم گذارده اند بسيار اندك است، اما آنهايي كه به آنجا راه يافته اند اتفاق نظر دارند كه وحشتناكترين كوير دنيا در اينجا قرار گرفته است . بخشي از كره زمين كه هرگونه زندگي در آن به لعنت ابدي گرفتار شده و تنها زير و رو شدن وحشتناك طبيعت مي تواند زندگي را به آن باز گرداند.” وي در هنگام عبور از نوار شمالي كلوتها در مسير خبيص به نهبندان وقتي به اين منطقه مي رسد مي نويسد:
“ زوزه باد در سكوت ترسناك و خفقان آور لوت كه درخشان و بي انتها از هر سو بسط مي يافت تنها صدايي بود كه به گوش مي رسيد . هيچكس نمي داند شكل كوير در جنوب منطقه اي كه ما در آن راه مي پيموديم چگونه است، كسي اين سرزمين مرگ و نيستي را نديده و جرات جستجو در آن را نيافته است”.
ولي
حقيقت چيز ديگري ست.
گزارش ذيل سعي در شرح دو برنامه بازديد از منطقه كلوتها دارد.

عشق به كوير آتش زير خاكستري بود كه دوباره در درونمان شعله افروخته بود ، خواندن كتاب عبور از صحاري ايران نيز تاثير بسزايي در تشديد علاقمندي و تحريك ما در اجراي برنامه اي در لوت داشت . نوروز 81 به همراه هشت نفر از دوستان ، در قالب گروه كوهنوردي دانشگاه صنعتي شريف به قصد نفوذ به لوت به كرمان و از آنجا به شهداد رفتيم . با نيسان يكي از مردم بسيار مهربان و مهمان نواز شهداد عازم گوشه شمال غربي كلوتها شديم . پس از عبور از ريگ پنج انگشت به منطقه باغ اسد رسيديم (57.50 طول و 30.51 عرض).از اينجا شروع به نفوذ به لوت كرديم . مشكل اصلي گرماي هوا و مصرف زياد آب بود .براي هر نفر 2.5 ليتر آب در هر روز به همراه داشتيم . پس از طي حدود پنج كيلومتر در امتداد غرب ، مسير را به سمت جنوب غربي و درون كوچه ها ادامه داديم و وارد كلوتهاي موازي شديم . به دليل گرماي شديد هوا در ساعات مياني روز امكان راهپيمايي وجود نداشت ، ساعات ابتدايي صبح و انتهايي روز تنها زمان ممكن براي حركت در لوت بود.شب اول را در ميان كلوتها مانده و فرداي آنروز به حركت ادامه داديم ، در نيمه روز به آخرين نقطه نفوذ رسيديم و پس از آن همان مسير را در آنروز و فرداي آن بازگشتيم . تجربه قابل قبولي بود . حقيقت اين بود كه براي بازديد از منطقه كوچكي از كلوتها مي بايست دست كم يكصد كيلومتر راه طي مي شد و براي بازديد و نفوذ قابل قبول به لوت شامل گذر از يكي از كوچه هاي كلوتها ، نفوذ به منطقه حد فاصل درياي ماسه و كلوتها ، حركت به سمت ساحل غربي درياي ماسه و برگشت از نوار شمالي كلوتها مي بايست حدود پانصد كيلومتر طي مي شد . بايد دنبال راه ديگري مي گشتيم .با توجه به ساختار زمين هايي كه ديده بوديم بهترين وسيله موتورسيكلت بود . مقدمات برنامه و يافتن همراه در سال 81 ميسر نشد . زمستان 82 زمان مناسبي بود . موتورهاي تهيه شده از نوع YAMAHA DT 125 بود.

يكشنبه 19/11/82:
موتورها را بوسيله يك موسسه باربري به كرمان فرستاده و خودمان بعد از ظهر با قطار عازم كرمان شديم.

دوشنبه 20/11/82 :
پس از دريافت موتورها در كرمان و رفع مشكلي كه براي يكي از آنها پيش آمده بود به شهداد رفتيم . مجددا براي تعمير موتور مزبور به تعميرگاه مراجعه كرده و پس از آن به كمك پرسنل محترم نيروي انتظامي شهداد در محلي استقرار يافتيم .

سه شنبه 21/11/82 :
صبح از جاده اي كه از شهداد به سمت شمال شرق ادامه مي يابد و از كنار قلعه عظيم ده سيف مي گذرد حركت را آغاز كرديم . پس از شفيع آباد زمين به ناگهان از هرگونه پوشش گياهي و عارضه طبيعي خالي مي شود . لوت خود را نمايان ساخته است . سمت راستمان شهر لوت در فاصله اي نه چندان دور جلوه مي كند . كلوتهاي كوچك و بزرگ به موازات هم ما را به خود مي خوانند . در ادامه مسير جاده از ميان منطقه اي موسوم به ريگ پنج انگشت مي گذرد . در اينجا راه ارتباطي شهداد به نايبند گوشه شمال غربي كلوتها را مي برد . مناظر بسيار جذاب كلوتها از اينجا آغاز مي شود .اينجا به بقاياي شهري مي ماند با برج و بارو و كوچه و خانه هاي خراب . ذهن موقعيتي خواهد يافت تا هر كلوت را به شكلي تشبيه كند . خيال به پرواز در مي آيد ، طرحها ساخته مي شوند ، شكلها ايجاد مي گردند ، كلوتها با انسان حرف مي زنند ، آرامت مي كنند ، مسحور مي شوي ،‌ به هيجانت مي آورند . اين منحصر به فردترين عارضه خاكي – نمكي – ماسه اي جهان كه مجموعه اي بسيار عظيم و نادر از كلوتهاست چه تنهاست ، چه مظلوم است ، با تمام تمايلي كه براي نشان دادن ظاهر خشن و خوفناك از خود دارد بسيار دلفريب است ، دوست داشتني است ، مهربان است . تو را به خلوتترين حريم طبيعت دعوت مي كند . به هيچ وجه وحشتي را كه گابريل مي گويد در وجودت ايجاد نمي كند . نبايد از او طراوت و شادي رنگ و بوي خواست. بايد ادامه داد ، اينجا هنوز آستانه است ، بايد به اندروني قدم گذارد .
تا باغ اسد مي رويم . نمكزاري مانند دريايي متلاطم كه امواج آن به خروش آمده اند. از نقطه (57.51 طول و 30.51 عرض و 274 ارتفاع) به خلوت كلوتها مي رويم . اولين ورودت به اينجا را هيچوقت فراموش نمي كني . احساست احساسي آشناست.شبيه آن است كه اولين با پاي ديوار علم داشته اي ، هنگام مشاهده تنوره ي انتهايي يال سخت داشته اي ، موقع رسيدن به ديواره يخار داشته اي ، همان احساسي كه با ورود به تونل برزخ قوري قلعه بوجود مي آيد ، شبيه همان است كه وقتي صداي برخورد امواج سپيدرود را در چند متري جلوي خودت زير پل رودبار مي شنوي داري ، با اين تفاوت كه اينجا نهايت است ، دماوند نيست ، K2 است ، ال كاپيتان است و به ما تعلق دارد . شور ايجاد مي كند ، هيجان مي سازد ، حرارت توليد مي كند ، ضربان قلبت افزايش مي يابد ، امكان ندارد بتواني نشاط و هيجانت را مخفي كني و چرا مخفي كني ، انتظار زجرت مي دهد ، بايد پيش رفت كوير برايت آغوش گشوده است.
چه وسيله مناسبي انتخاب كرده ايم ، سرعتمان با دفعه قبل قابل مقايسه نيست ، هر چند موجهاي ماسه اي كه به تعداد زياد و فاصله كم بوسيله باد در جهت شرقي غربي ايجاد شده اند حركت را مشكل مي كنند ولي مسافتي كه در سفر قبلي طي دو ساعت راهپيمايي طي شده بود در عرض ده دقيقه پشت سر گذاشته شد . كنار كلوت پاسارگاد هستيم . براي كلوتها اسم مي گذاريم . اين واقعا پاسارگاد بود ، آن ديگري چقدر شبيه لوكوموتيو است ، آن يكي خود گنبد كاووس است . بعضي ها را از قبل مي شناختيم. درون بعضي از كلوتها بلورهاي عظيم نمك بوضوح قابل رويت است.
وارد كوچه اي روي نقطه (57.53 طول و 30.50 عرض و 277 ارتفاع) مي شويم . هر چه جلو مي رويم مناظر زيباتر مي شود و نفوذ سخت تر . ماسه ها نرم تر شده اند و چرخهاي موتور درون آنها فرو مي رود . آب و بنزين درون خورجين ها و وسائل ديگر در كوله پشتي هاست.بر خلاف انتظار سرعتمان زياد نيست و فيلمبرداري و عكاسي نيز به شدت وقتمان را مي گيرد ، هفت حلقه فيلم 36 تايي به همراه داريم . خيلي زود مي فهميم كه در گرفتن عكس بايد خساست زيادي نشان دهيم ولي مگر مي شود از ثبت تصاوير زيباي اين شهر خيالي چشمپوشي كرد . با غروب آفتاب چادر را براي شب ماني آماده مي كنيم.
هوا گرمتر از چيزي است كه فكر مي كرديم ، با وجود چادر شايد به كيسه خواب هم نيازي نبود . با خاموش شدن موتورها سكوتي اعجاب انگيز همه جا را فرا مي گيرد .حتي باد نمي وزد . اكنون مي توانيم بپذيريم كه درون كلوتهاييم ، با لوت يكي شده ايم ، غريبه نيستيم ، كوير ما را در آرامش خود شريك ساخته است ، آرزويمان اين است كه مزاحمش نباشيم . حالا مي فهمم كه چرا عرب به بيابان مفازه مي گويد . مفازه از مصدر فوز به معناي رستگاري ست . جبار در آسمان مي درخشد . از ماهواره هاي GPS ي كه از بالاي سرمان مي گذرند تشكر مي كنيم.
و امشب چه شوري در سر دارم.

چهارشنبه 22/11/82 :
وسائل را مي گذاريم براي ادامه حركت لازم است كه موتورها سبك شوند ، پيش مي رويم ، كلوتها كم كم تغيير شكل مي دهند ، هر چه به سمت جنوب شرقي پيش مي رويم از بريدگي كلوتها كاسته شده و تپه هاي موازي جايگزين آنها مي شوند . آخرين نقطه ثبت شده داراي (57.57 طول و 30.42 عرض و 342 ارتفاع) است . در هر توقف سعي مي كنيم روي كلوتها رفته و مناظر اطراف را ببينيم . از شرق ، جنوب و شمال تا چشم كار مي كند ، كران تا كران كلوت ست و كلوت و ماسه . عجز را در ذره ذره وجودمان به روشني حس مي كنيم . نبايد به خراب شدن موتورها فكر كرد.
بسيار عجيب است آثاري از بقاياي پرنده اي مي بينيم كه احتمالا توسط روباهي خورده شده است. فاصله هوايي اين نقطه تا اولين آب و گياه دست كم 30 كيلومتر است. امكان ادامه دادن مسير وجود ندارد ، به دليل نرم شدن ماسه ها به موتورها فشار زيادي مي آيد و ما هيچكدام سر رشته اي از مكانيك نداريم . امكان برگرداندن موتور خراب منتفي و در امكان برگشتن خودمان هم ترديد وجود دارد . طي كوتاهترين فاصله مستلزم گذشتن از عرض كوچه هاست و غير عملي . به سمت شمال ادامه مي دهيم با پايين رفتن خورشيد نور سرخي روي كلوتها را مي گيرد . خيال انگيز ترين غروبي كه مي شود تصور كرد . زمان براي عكاسي از اين مناسب تر نمي شود . بايد قبلا محلي را كه مي بايست در هنگام غروب در آن بوديم شناسايي كرده و در آنجا حاضر مي شديم . هميشه مواردي كه در برنامه ريزي ها از قلم افتاده اند وجود دارد.
باز شب و ما و سكوت و كوير.
باز هم متعجب مي شويم در اينجا يك سوسك سياه بياباني سر سفره شاممان حاضر مي شود با اينكه به لحاظ تئوري وجود حيات در اين نقطه ممكن نيست .در سفر قبلي نيز يك نمونه از اين سوسكها را در كنار كلوت شتر و در مجاورت وسائل و اسلحه مرد و جهاز شتري كه تقريبا در حال مدفون شدن زير ماسه ها بود ديده بوديم. فاصله هوايي اين نقطه از اولين گياه و آب دست كم 45 كيلومتر است.
با طنين صداي استاد به خواب مي رويم:
دلا خون شو خون بار ،‌ بر كوه و دشت و هامون ببار …

پنجشنبه 23/11/82 :
وسائل را پس از كمي بازگشت در نوار شمالي كلوتها كه متشكل از كلوتهاي گسسته ايست كه در آن حركت در تمام جهات ممكن است مي گذاريم و به ادامه مسير در يكي ديگر از كوچه ها مي پردازيم . اين يكي روي خطي است كه در امتداد كوچه ها از نقطه (57.55 طول و 30.47 عرض و 253 ارتفاع) مي گذرد . عجب كوچه ايست . گويي ماسه هاي آن براي موتور سواري و اتومبيل راني آفريده شده است .سرعتمان در بعضي از نقاط آن تا يكصد كيلومتر در ساعت مي رسد . اگر از ابتدا اين كوچه را يافته بوديم قطعا مي توانستيم كار دست خودمان بدهيم . تا حد امكان در اين كوچه نفوذ مي كنيم ولي به هر حال وقت محدود است و بايد باز گرديم . در بازگشت سري هم به رود شور مي زنيم . جاده در دست احداث شهداد به نهبندان از اين نقطه (57.54 طول و 30.59 عرض و 268 ارتفاع) حدود 25 كيلومتر به سمت شرق پيش رفته است.
در بازگشت براي آخرين بار مي ايستيم و نگاهي دوباره به كلوتهاي ريگ پنج انگشت انداخته و لوت اين زيباي محزون و غريب را به اميد ديدار مجدد وداع مي گوييم .

جمعه 24/11/82 :
از شهداد به كرمان آمديم و لي متاسفانه نتوانستيم موتورها را به تهران بفرستيم.

شنبه 25/11/82 :
موتورها را فرستاده و خودمان هم راهي تهران شديم.

 

 

 

 

  تصاویر

 

 

 

 

 

                    

کویر لوت - گندم بریان

 

کویر لوت-عکس از بهار

 

کویر لوت - منطقه رود شور

 

کویر لوت - منطقه رود شور

  

 

     مطالب مرتبط :

 

bullet

کویر لوت

bullet

کمپ کویری شهداد (1)

bullet

کمپ کویری شهداد (2)

bullet

کویر لوت

bullet

کویر ریگ پنج انگشت

bullet

دریاچه نمک هامون جازموریان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

چادر اسپری فلفل کوهپیمایی بکر ماجراجو ماجراجویی غار نوردی غارنوردی قلعه رودخان بند علی خان بیاضه چوپانان rig jenn rige jen خاش تفت نارین قلعه ریگ بلند دختر جنگل حرا باهو کلات خلیج گواتر رودخانه سرباز گاندو شهر قدیمی تیس چابهار بلوچ  بادگیر بادگیرها ماسه ماسه ای تلماسه کوتو کوتوها تپه ماهور سرو کهنسال هنزا جهر شهر کوتوله ها هنزا اشکذر عبا بافی بیاذه دشت ناز سمسكنده ساری بزمان ورجین قمشلو موته کالمند مهرجرد شواز روباه شنی مناطق خشک بشرویه کویر کویر ایران بیابان ایران عکسهای بیابان عکسهای کویر نیزار نی زار ریگ پنج انگشت پایاب کال شور تپه شتری تل قلندر شهر لوت کمپ کویری شهداد

 کلیه حقوق  بر اساس قوانین نرم افزاری متعلق به وب سایت کویرهای ایران می باشد.

برداشت مطالب با اجازه کتبی و درج منبع امکانپذیر است.