|
زخمي ديگر
بر پيكر نيمهجان طبيعت ايران زمين
- معصومه صفایی
در سكوتي غمبار، در كنارهاي با امواجي
نوازشگر پيكرهاي بيجان؛ تا چشم كار ميكند ساحل ماسهاي مرجاني آرام
عمان است و لاشههاي رو به اضمحلال دلفينهاي بازيگوش. اين بار نيز
تكرار فاجعهاي ديگر، و شايد خودكشي دسته جمعي معترضيني كه فرياد
خشمشان را كسي از اعماق آب نشيند. 149 قطعه دلفين راه راه درساحل
روستاهاي كليرك و پياهيجان، شرق خارك واقع در 300 كيلومتري بندرعباس
در طي ماههاي مهر و آبان جان خود را از دست دادهاند. 79 قطعه آنها به
طور پراكنده و 70 قطعه به صورت جمعي. و تاكنون نه علت مرگ اين 149
دلفين معلوم شده و نه بعد از 3 سال مرگ 64 دلفين سال 83 كه ممكن است
همچنان دردست بررسي باشد. ارگانهاي متولي امر يعني سازمان شيلات و
سازمان حفاظت محيط زيست نيز هيچ يك حاضر به پذيرفتن مسووليت نيستند.
سازمان حفاظت محيط زيست وجود هرگونه آلودگي در بافتةاي دلفينهاي مورد
آزمايش، كه در باب سلامت و فساد آنها نيز حرف و حديث بسيار است را
تكذيب و سازمان شيلات نيز منكر دخالت صيادان صنعتي و كشتيهاي صيادي
ميشود. آنها ميگويند: «ماهيگيران همگي آموزش ديدهاند و خود بر
مسايل اينچنيني واقفند. آنها به دلفينها به عنوان يك حيوان مهربان و
كمياب علاقهمند هستند و اصلا صيد دلفينها را نشانه بداقبالي
ميدانند.» اما آيا تورهاي عظيم صيادي نيز با علم به اين مسأله در صيد،
انتخابي عمل ميكنند؟! اما شيلاتي با توضيح اينكه تورهاي محاصرهاي كه
براي صيد تن ماهيان استفاده ميشوند، به طول 1 تا 5/1 كيلومتر به صورت
پيالهاي عمل ميكند و زمان ريخته شدن آنها در دريا تا بالا كشيدن چند
ساعت است و با توجه به ضريب هوشي و سرعت بالاي دلفينها و وجود وقت و
فضاي كافي براي فرار دلفينها از داخل تورها، كاملا دخالت تورهاي صيادي
در كشتار دلفينها را رد ميكنند. اما مهندس هوشنگ ضيايي استاد دانشگاه
و نويسنده كتاب مرجع راهنماي صحرايي پستانداران ايران با اعتراض به
روشهاي ماهيگيري صنعتي مرسوم در آبهاي جنوبي ايران ميگويد:
«دلفينها پستانداران هوازي هستند و براي تنفس بايد در فاصله زماني 1
تا 5 دقيقه به سطح آب بيايند. بنابراين گرفتار شدن دلفينها درتورهاي
صيادي يا باعث خفگي و مرگ آنها ميشود و يا در صورت رهايي و فرار و يا
آزادسازي توسط صيادان، به دليل تقلا و خستگي زياد و احتملا آسيبديدگي
ديگر انرژي كافي ندارند كه به صورت مداوم براي تنفس بالا بيايند.
بنابراين خود را به نواحي كم عمق ميرسانند تا در شرايطي كه شكمشان را
روي ماسهها گذاشتهاند به راحتي از طريق بيني كه خارج از آب است تنفس
كنند. و در اين شرايط با كمي پيشروي آب در ساحل گرفتار شده و
ميميرند.» در تأثير اين مطلب لازم به ذكر است كه عدهاي از دلفينهاي
به ساحل نشسته در دهانه خور گنگان توسط مردم به دريا بازگردانده شدند
اما پس از مدتي دوباره به ساحل برگشتند. پيرامون به وقوع پيوستن اينگون
فجايع در اتفاقي مشابه در سال 83 انگشت اتهام به سمت كشتي صيد صنعتي
«آزادگان!» و اينبار متوجه كشتي صيادي «كوشا 2» است. هرچه كه هست
صيادان و مردم محلي مصرانه صيادان صنعتي را مقصر ميدانند. گفتهها
حكايت از آن دارد كه به دليل كاهش ميزان ذخاير تن ماهيان در درياي عمان
صيادان به محض رسيدن به گلهاي از اين ماهيان بيمحابا تورها را در آب
رها كرده و بيتوجه به احتمال گرفتار شدن دلفينها آنها را نيز به
همراه تن ماهيان بالا ميآورند. در بخش محيط زيست ميراث خبر نيز در
خصوص اين مسأله چنين آمده است: «يكي از كارشناسان اعلام كرده است كه
يكي از كشتيهاي صيادي پس از رويت گله تن ماهيها در كنار دلفينها در
اوايل مهرماه سال جاري با مركز تماس گرفته و كسب تكليف ميكند، اما به
او دستور تورريزي داده ميشود و پس از آن مردم ساحل نشين جاسك به طور
مداوم شاهد به ساحل آمدن لاشه د لفينها ميشوند.» اما مسوولان امر با
تكذيب اين مسأله ميگويند: «كاپيتان كشتي نيازي به كسب اجازه ندارد و
هر زمان كه خود تشخيص دهد تورريزي ميكند. ما نميتوانيم دور از محل به
او بگوييم چه زماني تور خود را به دريا بريزد و چه زماني نه. ما فكر
ميكنيم تشعشعات زيردرياييهاي آمريكايي با تأثير بر مغز دلفينها باعث
بيماري و به ساحل آمدن آنها و در نهايت مرگشان شده است.» اما گروه
متخصصان دلفينشناس اتحاديه جهاني حفاظت IUCN مهمترين عامل تهديد و
كشتار دلفينها در دهههاي اخير را ادوات صيادي ميداند. صيد بيش از
ظرفيت، از بين رفتن زيستگاه و كاهش منابع غذايي نيز از تبعات صيادي
ناپايدار است. آنها درباره خودكشي دسته جمعي دلفينها ميگويند:
«دانشمندان هنوز در خصوص عامل اصلي بروز اين مسأله به اتفاق نظر
نرسيدهاند، اما شيوه خاص شكار در عمق كم سواحل توسط دلفينهاي
تازهكار و گرفتار شدن در تغييرات جزر و مدي سواحل ميتواند در اين امر
تأثيرگذار باشد.» گروهي معتقدند از آنجا كه دلفينها حيوانات بسيار
حساس و عاطفي هستند گرفتار شدن يكي از اعضا گروه در ساحل و فريادهاي
آن، ديگر دلفينها را نيز به ساحل ميكشاند و آنها به صورت گروهي در
ماسههاي ساحل گرفتار ميشوند. اما در سواحل جنوبي ايران قويترين
گزينه مورد بررسي عواقب صيادي صنعتي ناپايدار است. چنانچه شكواييههايي
نيزدر چند سال اخير توسط مردم و صيادان محلي تنظيم و به مراجع عهدهدار
مسووليت حفظ ميراث طبيعي ازجمله شيلات و محيط زيست ارسال شده است كه
متن يكي از شكواييههاي موجود در ميراث خبر را ميتوانيد در زير
بخوانيد:
شكوائيه شاهدان عيني با بيش از 140 امضا:
مدير كل محترم شيلات استان
«جهت اطلاع، ما امضاكنندگان ذيل در مورخه 2/7/83 جهت صيد گيدر (ماهي
تن) رفته بوديم. تعداد سه فروند كشتي متعلق به شركت آزادگان به روش
پرساين مبادرت به صيد تن به همراه دلفين مينمودند كه با اعتراض ما
صيادان روبهرو شده كه دراين خصوص كاركنان كشتي با لحني طلبكارانه كه
گويا دريا و ماهيان فقط متعلق به اين شركت ميباشند!... گفتند: ما صيد
ميكنيم. به كسي ربطي ندارد و به هر كجا شكايت ميكنيد مختاريد، كه با
پرخاشگري بعضي از كاركنان آزادگان (1) مواجه شديم كه به ناچار درمورخه
21/7/83 اعتراض خود را با خبرنگار دريا در ميان گذاشتيم. با توجه به
اينكه دلفين حيواني بيآزار و در پي پيدا كردن صيد براي ما صيادان مفيد
ميباشد، كشتيهاي مذكور به طور دستهجمعي دلفينها را از بين ميبرند.
لذا ضمن تأييد خبر، خبرنگار دريا جهت اثبات اين خبر به عنوان شاهدان
اين ماجراي هولناك ضمن درخواست توقيف كشتيهاي مذكور آمادگي خود را جهت
هرگونه پاسخگويي به عنوان شاهد اعلام ميداريم. گيرندگان رونوشت: 1-
فرمانداري محترم شهرستان جاسك 2- رياست محترم دادگستري شهرستان 3- مدير
مسوول هفتهنامه وزين دريا
ضمن تأييديه گزارش و گواهي امضاكنندگان ذيل شاهد عيني اين قضيه
بودهام.» اما در خصوص مرگ دستهجمعي اخير 79 دلفين در ساحل جاسك تا
اعلام رسمي علت مرگ، پرونده قضايي تشكيل نخواهد شد. چرا كه به گفته علي
عليا رييس دادگستري هرمزگان پيگيري اين پرونده نيازمند شاكي خصوصي و
اثبات دخالت انسان در اين مسأله است و در صورت اعلام سازمان حفاظت محيط
زيست، اين دستگاه قضايي آماده هرگونه پيگري است. او با بيان اينكه علل
مختلفي از جمله خودكشي دستهجمعي، يا برخورد شناورها با بعضي دلفينها
و غمناكي ساير دلفينها و يا تغييرات اكولوژيكي و آلودگي محيط زيست
دريايي ميتواند باعث مرگ دلفينها باشد، تشكيل پرنده را منوط به اعلام
قطعي علت مرگ دلفينها دانست. هر چند كه نبوي معاونت محيط زيست دريايي
سازمان حفاظت محيط زيست وجود آثار چنگكهاي صيادي بر بدن لاشه دلفينها
را تأييد و علت اصلي مرگ دلفينها را گرفتار شدن در تورهاي صيادي
ميداند، اما هنوز اين مسأله به صورت رسمي اعلام نشده است. برخي از
مسوولان نيزآسوده خيال با تكيه برصندلي چرمي اتاق نه چندان امر رياست
اين مسأله را امر عادي و مرسوم درسراسر دنيا ميدانند. اما آيا هيچ راه
حلي براي به حداقل رساندن اين مرگ و ميرها وجود ندارد؟ مهندس هوشنگ
ضيايي دراين باره ميگويد: «در حال حاضر در بسياري از كشورها از روش
نصب سيستمهاي هشداردهنده در كشتيها برروي تورهاي صيادي استفاده
ميشود. اين هشداردهندهها با ايجاد امواجي خاص دلفينها را كه به دليل
كنجكاوي و بازيگوشي معمولا در اطراف كشتيها پرسه ميزنند و حتي با جست
و خيز كشتيها را تعقيب ميكنند از اطراف كشتيهاي صيادي و تورها دور
ميكند و به آنها هشدار ميدهد. اما متأسفانه شيلات ايران مجهز به اين
سيستمها نيست و محيط زيست نيز نظارتي بر اين امر ندارد.» قربانيان
اخير سواحل هرمزگان تنها دلفينها نيستند. امسال تعداد زيادي نهنگ،
لاكپشت و انواع ماهيها نيز در سواحل جنوبي كشور جان خود را از دست
دادهاند. دلفينها بيشتر از ماهي تغذيه ميكنند. تعدا 40 تا 50 عدد
دندان در هر نيمه فك، فيزيك اين حيوان را براي تغذيه از ماهي سازش داده
است. البته از سختپوستان و نرمتنان نيز استفاده مي كنند. دلفينها
معمولا به طور دسته جمعي با سرعتي معادل 64 كيلومتر در ساعت شنا
ميكنند. در موقع شنا به طور كامل از آب بيرون ميپرد. بسيار بازيگوش
است و اغلب در اطراف كشتيها حركت ميكنند. و به همين دليل همين رفتار
بسيار مورد توجه مسافران كشتيها است و در ايران به خصوص در آبهاي
اطراف جزيره هنگام ميتواند يكي از جاذبههاي طبيعتگردي باشد. گاهي
نيز در حال موجسواري مشاهده ميشود. در اواسط زمستان يا تابستان درعمق
10 متري جفتگيري ميكند. پس از 10 تا 11 ماه يك بچه با طول حدود 90
سانتيمتر ميزايد. بچهها در سن سه سالگي بالغ ميشوند. طول عمر متوسط
دلفين حدود 20 سال است. دلفينها پستانداران بيآزار و دوستان ديرينه
انسانها و ناجي قهرمانان بسياري از افسانههاي قديمياند.
آخرين نظرات
مدير كل حفاظت محيط زيست استان هرمزگان در آذرماه گذشته طي نامهاي به
دفتر نشريه نتايج تحقيقات كميته ملي «بررسي علت مرگ و مير دلفينها» را
كه با رياست سازمان حفاظت محيط زيست و با عضويت سازمان بنادر و
كشتيراني، سازمان شيلات، شركت ملي نفتكش، معاونين دريايي و طبيعي
سازمان حفاظت محيط زيست، نماينده وزارت دفاع و نماينده سازمان دامپزشكي
و مركز تحقيقات شيلات و ادارهه كل حفاظت محيط زيست استان هرمزگان اداره
ميشود، اين چنين اعلام كرد:
1. علت مرگ و مير دسته جمعي دلفينهاي هر دو مورد (شهريور ماه و اوايل
آبان ماه) مورد بررسي قرار گرفته و شواهدي در خصوص آلودگي نفتي مشاهده
نشد.
2. بنابر گزارشات و مستندات موجود، دراين فاصله زماني- مكاني هيچگونه
شكوفايي جلبكي (شكند قرمز) به وقوع نپيوسته است.
3. مطالعات مربوط به عناصر سنگين، تركيبات شيميايي، مسموميت و يا عوارض
بيماري ناشي از ويروسها در دست بررسي بوده و در اسرع وقت نتايج اعلام
ميشود.
4. ساير موارد همچنان در دست بررسي است.
هدف از تحقيق، مطالعه نتايج حاصل از نمونهبرداريها، مطالعات ميداني
مناطق مرگ و مير، مصاحبه با افراد بومي، بازديد از كشتيهاي پرساينر،
كالبد شكافي اجساد دفن شده در ساحل كرتي و خور كنگان بوده كه پس از طي
مراحل مذكور شده مقرر شد نتايج در آينده نزديك ارايه شود.
و اما سازمان شيلات:
موسسه تحقيقات شيلات ايران نيز كه علل مرگ دلفينها درجاسك را مورد
بررسي قرار داده است، نتايج بررسيهاي خود را در گزارش مفصلي ارايه
كرده كه خلاصه آن به شرح ذيل ا ست:
به ساحل آمدن دلفينها از سويي ممكن است يك فرآيند طبيعي بوده و از سوي
ديگر ممكن است نشانه و اعلام خطري در مورد بروز تغييرات نامناسب در
اكوسيستم درياي عمان باشد.
الف. علل مطرح براي ساحلگير شدن و مرگ دسته جمعي دلفينها و نهنگها
دربسياري از سواحل دنيا اين پستانداران زيبا ساحلگير شده و تعداد
زيادي از آنها تلف ميشوند. علل متعددي توسط دانشمندان مطرح شده است كه
ميتوان آنها را به دو گروه تقسيم كرد:
عوامل طبيعي
توفان، جريانهاي دريايي، جزر و مد در سواحل كم شيب، سواحل پرشيب
ماسهاي، بيماريهاي عفوني و غيرعفوني، شكارگران، تغذيه از ناحيه
ساحلي، مسموميت در اثر شكوفايي مضر جلبكي.
عوامل انساني
فعاليت صوتي اكتشاف نفت و گاز، اصوات ايجاد شده توسط رادار در كشتيهاي
نظامي و زيردرياييهاي نظامي آمريكايي، آلودگي دريا، صيد و صيادي،
كشتيراني.
ب. بررسي احتمال تأثير هر عامل
از عوامل طبيعي، توفان و شكوفايي جلبكي براساس اطلاعات موجود، در زمان
حادثه بروز نكرده است. جريانهاي دريايي مطرح نيز كه در جذب دلفينها
به ساحل موثر دانسته شدهاند شامل جريان آب سر پرتوليد هستند كه در
منطقه موردنظر بروز چنين حالتي گزارش نشده است. در ضمن اين جريانها در
صورت وجود فقط آنها را به سمت ساحل متمايل ميكنند و نشانهاي از تأثير
مستقيم آنها در ساحلگيري دلفينها وجود ندارد. بيمايهاي عفوني در دست
بررسي است و لي تشخيص آنها دردلفين زنده امكانپذير است و لاشههاي
موجود ارزش تشخيصي بسيار كمي دارند. نظر به وجود تعداد زيادي دلفين
سالم در درياي عمان به نظر نميرسد بيماري علت اين واقعه باشد، هرچند
در ريه يك دلفين انگل يافت شده كه ميتواند در ساحلگيري آن تاثير
داشته باشد. شكارگر عمده دلفينها نهنگهاي دنداندار بزرگ مثل نهنگ
راهنما و نهنگ قاتل هستند. اطلاعي از اين كه در موقع حادثه اين نهنگها
در تعقيب دلفينها بودهاند وجود ندارد ولي حضور اين نهنگها در درياي
عمان به طور پرتراكم گزارش نشده است و به نظر ميرسد گريز از شكارگران
نيز در بروز اين حادثه نقش جدي داشته باشد. از عوامل انساني، آلودگي
دريا كمترين نقش را ميتواند داشته باشد زيرا در درجه اول منطقع توسعه
نيافته و فاقد آلايندههاي ورودي از ساحل بوده و در درجه دوم
آلايندههاي جاهاي ديگر دنيا روي ساير دلفينها نيز ميبايست تأثير
مشابه نشان دهند كه اين اتفاق نيفتاده است. اكتشاف نفت و گاز ظاهرا
درمنطقه صورت نميپذيرد و به نظر نميرسد اين عامل در صورت وجود، نقش
تعيينكننده در اين حادثه داشته باشد. صيد و صيادي نيز نقش بسيار كمي
در مرگ و مير دلفينها در ايران ميتواند داشته باشد زيرا روشهاي صيد
ماهي در ايران قادر به كشتن تعداد زياد دلفين دريك زمان نيست.
متهم اصلي؛ سونارهاي نيروي دريايي آمريكا
براساس گزارش كميته علمي كميسيون بينالمللي نهنگها كه يكي از
بزرگترين ارگانهاي زيستشناختي نهنگهاي جهان است، شواهد قانعكننده
فراواني وجود دارد كه نشاندهنده نقش سونارهاي دريايي آمريكا در تعداد
زيادي از ساحلگيري نهنگها و دلفينها در ساليان اخير است. كنگره
جهاني وابسته با IUCN مصوبهاي داشته و خواهان توجه بينالمللي بر
موضوع آلودگي صوتي و سونارهاي نظامي دريا بوده است. در آمريكا نيز
براساس قانون استفاده از اين سونارها در مناطق حساس دريايي ممنوع است
ولي ارتش آمريكا اجازه دارد در مناطق امنيتي از آن استفاه كند. احتمال
اين كه خليج فارس و درياي عمان براي ناوهاي آمريكايي منطقه امنيتي
محسوب شود زياد است. |