|
طبيعت به
چه كسي تعلق دارد؟
- ابراهیم فرجی پور
در جهان حاضر ما انسانها خود را متمدن،
صاحب تكنولوژي، مالك زمين و حتي فضا ميدانيم و به همين دليل پا را از
زمين فراتر گذاشته و براي يافتن زيستگاه جديد به كرات ديگر ميانديشيم.
اگرچه در اين زمينهها به پيشرفتهايي نائل آمدهايم اما براي بقاي
خود و موجودات كره زمين كمتر بها دادهايم. تكنولوژي و زندگي شهري با
رشد سريعت خود چنان منابع طبيعي را مصرف و نابود ميكند كه يكي پس از
ديگري رو به تمام شدن هستند و جامعه صنعتي چنان محيط زندگي را آلوده
كرده كه نه تنها فرايند طبيعي قادر به ترميم آن نيست بلكه موازنه پوياي
ميان چهار ركن اصلي بيوسفر (خاك، آب، هوا و جانداران) را به هم زده و
در حال حاضر زندگي بسياري از انواع جانداران، گياهان، رودها،
درياچههاف كوهپايهها و سواحل درياها به خاطر آلودگي آب و محيط به
خطر افتاده است. محيط زندگي جانوران به دليل ازدياد و هجوم شكارچيان و
گسترش جمعيت و زندگي شهري روز به روز تنگتر شده و همواره شاهد انقراض
گونههايي از جانوران هستيم. آيا با فرسايش خاك و نابودي گياهان و
نسلكشي حيوانات، بقاي انسان امكانپذير است؟ آخرين يوزپلنگ چقدر ارزش
دارد؟ آخرين پليكان چه قيمتي خواهد داشت؟ آيا انسان خود را تنها محق
استفاده از هستي و طبيعت ميداند؟ چه كسي پاسخگوي اين فاجعه ميباشد؟
آنچه كه به آن ميپردازيم، مشكل محله، شهر و يا كشور ما نيست بلكه
معضلي براي كل جهان هستي ميباشد. زيرا اين مشكل حاصل رشد روزافزون
جمعيت و جامعه صنعتي جهان ميباشد. متأسفانه هر فردي كه وارد يك محيط
سرسبز ميشود، طبق فرهنگ ناخوشايند و به تعبيري شهر ما خانه ما نيست
هيچگونه احساس مسئوليت نسبت به محيط ندارد. هر فضاي مناسبي براي تفريح
در كشور ما يا ملك خصوصي شده و يا با اثر رهگذران و گردشگران و
بيتوجهي ارگانهاي ذيربط پس از چندي به جايگاه زباله و پس ماندههاي
آنها تبديل ميشود. در يك نگاه نقادانه به اطراف شهرها و تفريحگاههاي
خارج از شهر و دامنه كوهها، وجود حجم زيادي از زبالهها فاجعه زيست
محيطي ايجاد كرده كه شايد براي بعضي غيرقابل تصور باشد. فقر فرهنگي و
نداشتن آگاهي اجتماعي و عدم مسئوليتپذيري نسبت به محيط زيست و حفاظت
از آن عامل اصلي آلودگي و تخريب طبيعت ميباشد. وسعت تخريب و عمق فاجعه
دستاويزي شده تا اهالي بعضي از روستاها د ر دامنه كوهها و قلهها از
ورود كوهنوردان ممانعت به عمل آورده و طبق گزارشات واصله در بعضي نقاط
باعث ايجاد درگيريهايي شده است. در دامنهها و مسير قلههاي علمكوه،
آزادكوه، دماوند، سبلان ... و همچنين حريم رودخانهها و چشمهها
صحنههاي دلخراشي پسماندههاي زباله خاطر انسان را آزرده ميكند، چه
كسي مسئول جمعآوري زبالهها ميباشد؟ وقتي پاي درددل و صحبت روستاييان
و صاحبان فعلي مناطق كوهستاني مينشينيم، از آلودگي و تخريب محيط،
درختان و گياهان توسط رهگذران گلهگذاري ميكنند كه در جواب دادن به
آنها مات و مبهوت حرفي براي گفتن نداريم ورود افراد و گروههاي گل گشتي
كه آگاهي زيست محيطي ندارند و بدون سرپرست وارد منطقه ميشوند، اغلب
تخريب و آلودگيهاي محيط را به دنبال دارد. و حل اين معضل جلوگيري از
ورود مردم و كوهنوردان به مناطق تفريحي و كوهستاني نميباشد. عدم
برنامهريزي و سياست نادرست ارگانهاي ذيربط و نيز عدم اطلاعرساني
كافي به عموم جامعه از علل اصلي ميباشد. به اين دليل است كه هر فردي
به محض ورود به يك منطقه خود را صاحب آن ميداند و هر كاري كه بخواهد
ميكند و به گونهاي رفتار ميكند كه گويي اين جهان فقط به او تعلق
دارد و ملك شخصي او ميباشد و هيچگونه حقي براي ديگران و نسلهاي
آينده قائل نيست. لذا سازمانهاي ذيربط ضمن اشاعه فرهنگ زيست محيطي و
مراقبت از طبيعت و حفظ و صيانت محيط زيست، همراه با برنامهريزي و
سازماندهي ميتوانند با اقداماتي از قبيل احداث سرويسهاي بهداشتي و
مكانهاي جمعآوري زباله و استفاده بهينه از طبيعت شرايطي را فراهم
كنند كه تعلق خاطر همه افراد جامعه فراهم شود و كسي خود را صاحب و مالك
مواهب طبيعي و ملي ندانسته بلكه به عنوان دفاع از حقوق مدني كل جامعه
با مسئله برخورد منطقي نمايد. |