طبس

طبس در شمال شرق استان یزد، در مدار 33 درجه و 35 دقیقه شمالی و نصف النهار 56 درجه و 55 دقیقه شرقی، در منطقه ای با آب و هوای بیابانی واقع شده، و شهرستانهای بردسكن و شاهرود از شمال، فردوس و بیرجند از شرق، استان كرمان از جنوب، و شهرستانهای نایین، اردكان و بافق از غرب و جنوب غربی آنرا احاطه كرده اند.
ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود 690 متر است، و در شرق آن رشته كوه بلندی به نام رشته كوه شتری قرار گرفته كه ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشكیل میدهد. معادن غنی ذغال سنگ این شهرستان حاكی از وجود جنگلهای انبوه و دریاچه های بزرگ در گذشته های دور در این منطقه میباشد. این معادن، طبس را در ردیف یكی از غنی ترین مناطق كشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده است. جمعیت شهرستان (براساس سر شماری سال 82) 65701 نفر میباشد، كه از این تعداد 29899 نفر (حدود 5/45%) در شهر طبس و 35802 نفر (حدود 5/54%)در سایر نقاط سكونت دارند.
وسعت شهرستان 55461 كیلومتر مربع و تراكم جمعیت در این منطقه بسیار كم (تقریباً برابر 2/1 نفر در هر كیلومتر مربع) می باشد، كه كمترین تراكم جمعیت در منطقه است، و فاصله بین دورترین روستاهای منتهی الیه شمالی و جنوبی شهرستان بیش از 400 كیلومتر می باشد.

اولین اقوام ساكن طبس و در واقع اجداد طبسی ها دامدار و در غارهای مجاور چشمه سارها ساكن بوده اند كه هنوز آثاری از آنان باقی است. در دوره هخامنشیان و قبل از آن طبس مرزبان نشین تابع ایالت شاه نشین پارت (خراسان بزرگ) بوده است. در دوره اشكانیان طبس پادگان نظامی مهم مرزهای غربی آنان محسوب می شد و گاهی دست بدست می شده است. در زمان سلوكیان طبس از نفوذ فرهنگی و یورش نظامی آنها بدور ماند و در عین حال به پادگان بزرگ نظامی ایزد خواست (یزد) باج (مالیات) می داد و در دوره ساسانیان طبس همانند دوره هخامنشیان بود. یزدگرد سوم آخرین امپراطور ساسانی در گریز به سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.

در تمام طول این مدت طبس به عنوان پل ارتباطی شرق ـ شمال شرق با غرب بوده، یعنی راه مهم و سوق الجیشی پارت و هگمتانه و شوش و بین النهرین به پاسارگاد از طبس می گذشته و راهدارها در رباط ها و چاپارخانه های بسیاری در مسیر آن احداث شده بود كه بقایای برخی موجوداست. در سالهای 29 هجری قمری سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن بدیل خزاعی از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس می شدند. مردم طبس صلح خواستند و با 60000 درهم خراج سالیانه صلح گردید. این فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خلیفه دوم شد و دولت ارشد طبس را بعنوان مطلع الفجر و دروازه خراسان نامیدند. در زمان خلافت امیرالمؤمنین مردم طبس به اسلام گرویدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشید. در زمان حكومت امویان و مروانیان وضع به همین منوال سپری شد در حالیكه مالیاتهای سختی از مردم گرفته می شده است. زیرا كویر سوزان و صعب العبور مركزی یك مانع طبیعی و سخت برای عبور دادن لشكر و تجهیزات محسوب می شد. طبس از حمله مغول آسیبی ندید و پذیرای مهاجرین بسیار بوده است.

در زمان سلجوقیان، اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محكمی در كوههای طبس ساختند. طبس در این زمان پایتخت اسماعیلیان قهستان بوده است و نیز مركز آموزش فدائیان مطلق كه مستقیماً از قلعه الموت دستور می گرفتند.

سیاحانی چند مثل ناصر خسرو قبادیانی (445 هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازدید و از زیبایی طبس و حكومت گیلك بن محمد به عظمت یاد كرده و از وجود امنیت بسیار و رعایت دقیق احكام شرع سخن به میان آوردند. با استیلای تیموریان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبكهای مهاجم چندین بار به طبس یورش آورده و دختران و پسران بسیاری را به قتل رساندند. زیرا در برابر برده شدن و انتقال آنها به بین النهرین مقاومت می نمودند. در اوایل دوره صفویه مردم طبس سنتی و متعصب بودند و بسختی با شاه اسماعیل صفوی جنگیدند.

بالاخره سلطان شیردم خان از وی امان خواست و از فرماندهان عالی رتبه وی گردید و بعد به صفت بابرخان حاكم هند درآمد. طبس در دوره صفویه مستقیماً تحت نظارت اصفهان بر بلوك بزرگی از شرق كشور حكومت نمود و همواره گروهی قزلباش برای رفع حمله ازبكان و امنیت طریق الرضا (ع) (راه تجاری نظامی اصفهان ـ یزد ـ مشهد) در طبس مستقر بودند.

محمد افغان با حمایت مالی و تسلیماتی كمپانی هند شرقی (انگلستان) شهرهای شرقی ایران از جمله طبس را گرفت و سپس به كرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمین افغانی پاكسازی و نامبرده حاكم جدیدی از اعراب شیبانی را در طبس به حكومت گمارد كه 7 نسل متوالی تا دوره پهلوی بر طبس حاكم بودند و حاكم نشین طبس از آن دوره تا سال 1380 هجری شمسی تابع خراسان به مركزیت مشهد مقدس بوده است. قلمرو حكومتی طبس شامل: گناباد ، فردوس ، بشرویه ، بجستان ، دستگردان ، رباط پشت بادام و قسمتی از شمال كرمان بوده است. از میان امرای شیبانی طبس امیرحسن خان در عمران و آبادی طبس بسیار كوشید. تالار آیینه نشان، عمارات باشكوه و منبت كاری، استخرهای آب باشكوه با نوارهای چرخان و طلاكوب یا سیمكوب، باغها و كوشكهای باصفا، خیابان بندی طبس و كانال كشی انهار، هرس درختان بر اساس طرحهای هندی، احداث آب انبارها، احداث حمامهای بزرگ و تمیز و مساجد و تكایا و… از اقدامات وی و دولت یا اعقاب اوست.

در دوره معاصر شكوه و عظمت طبس به فراموشی گذاشته شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرویه به تدریج از آن جدا شدند، از قلمرو آن كاسته شد، و «حكومت» به «فرمانداری» تنزل یافت.

در سال 1355 طبس به عنوان یك شهر باستانی شناخته شده و تغییر و تخریب آثار قدیمی آن ممنوع شد. دو سال بعد، زلزله مخرب 25 شهریور 1357 طبس را بكلی ویران نمود و حدود 10000 تن قربانی گرفت.

در سال 1380 با تصویب هیأت دولت شهرستان طبس مشتمل بر دو بخش و هشت دهستان از استان خراسان منتزع و به استان یزد الحاق گردید و به عنوان دهمین شهرستان آن استان شناخته شد. در سال 1381 بخش مركزی طبس به دو بخش مركزی و دیهوك تقسیم شد و در حال حاضر شهرستان طبس دارای سه بخش مركزی، دستگردان و دیهوك می باشد.

در خبرنامه ما عضو شوید
در خبرنامه ما عضو شوید
در خبرنامه ما عضو شوید تا از آخرین مطالب با خبر شوید.
هر زمان که بخواهید، می‌توانید عضویت‌تان را لغو کنید.

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.