حرکات تکتونیکی علت پیدایش بیابان های ایران

حركات تكتونیكی مهم ایران كه در تشكیل سازندهای تبخیری و نهایتا تشكیل بیابانهای طبیعی مؤثر بوده‌اند بشرح زیر است:

۱- حركات كوهزایی سیمرین پسین

اگرچه رخداد كوهزائی سیمرین پسین را به اواخر ژوراسیك (در حدود 140 میلیون سال قبل) مربوط می دانند، ولی مطالعات انجام شده بیانگر حركات فاز كوهزایی سیمرین پسین در ژوراسیك فوقانی است كه سبب چین‌خوردگی در بخشهای زیادی از ایران نیز شده است.

در اثر این چین‌خوردگی دگرشیبی بسیار آشكار و مشخصی در ایران مركزی و شرق ایجاد گردیده به طوریكه سنگهای كرتاسه در این مناطق به طور دگرشیب به روی سنگهای قدیمی‌تر قرار گرفته‌اند. طی این فاز كوهزایی بخش بزرگی از كوه‌های دامنه جنوبی البرز و آذربایجان از آب خارج شده است هر چند در بخشی از كوه‌های البرز وآذربایجان دگرشیبی خاصی قابل مشاهده نیست و سنگهای آواری مانند ماسه سنگ قرمز، برش و كنگلومرا با ضخامت بسیار اندك قابل مشاهده‌اند و این موضوع نشانگر پیشروی دریای كرتاسه می‌باشد.

(نبوی 1355). در واقع می‌توان گفت كه فاز كوهزایی مزبور در حدفاصل بین ژوراسیك و كرتاسه عمل نموده و طی آن بخشهای ساحلی و مركزی ایران از آب خارج شده است به طوریكه حدفاصل بین ژوراسیك و كرتاسه در بیشتر این نواحی توسط یك خلاء رسوب‌گذاری و یا رسوبهای سرخ‌آواری قاره‌ای مشخص شده است. اثرات كوهزایی سیمرین پسین در استان مركزی در شمال غرب خمین به صورت سنگهای دگرگون شده مشاهده می شود كه در طی مرحله سیمرین دگرگون شده اند . این ناحیه از شیست های كوارتزیتی، پاراگنیس و آمفیبولیت تشكیل شده كه سن آن ژوراسیك پایانی است.

در استان تهران از شواهد وقوع این فاز می‌توان به لایه‌های تبخیری گچ در كرتاسه پایینی اشاره كرد كه در شمال شرق تهران در شرق كوه دماوند دیده می‌شود. در استان خراسان رسوبگذاری پیوسته میان ژوراسیك و كرتاسه فقط در حوزه كپه داغ و جنوب سبزوار شناخته شده است (سیدامامی، 1350). بنظر می‌رسد كه فاز كوهزایی سیمیرین پسین باعث پسروی دریا در منطقه كپه داغ گردیده و سازند تبخیری شوریجه در چنین شرایطی نهشته شده است. رسوبات تبخیری مربوط به این فاز كوهزایی در محدوده استان هرمزگان برونزد ندارند ولی شرق استان یزد را دستخوش چین خوردگی و بالازدگی قرار داده بطوریكه مجدداَ گسلهای شمالی ، جنوبی را فعال كرده است.

2- حركات كوهزایی كرتاسه

در كرتاسه پایانی، فاز كوهزایی لارامید روی داده و سبب بالاآمدگی ناحیه‌ای و در پی آن بروز فاز فرسایشی شدیدی در قسمتهایی از ایران شده است، از این رو سیستم ترشیر به طور ناپیوسته بر روی سنگهای چین خورده و هوازدة پركامبرین تا كرتاسه پسین، با سطح فرسایشی قرار گرفته است (نبوی، 1971).

شدت فاز كوهزایی مزبور در شمال و مركز ایران شدید بوده و سبب ایجاد دگرشیبی زاویه دار شده است. در خاتمه كرتاسه و در حد فاصل آن با ترشیاری حركات كوهزایی مربوط به فاز لارامید در شمال و مركز ایران به شدت تأثیر كرده است و عموماً دگرشیبی زاویه‌ای بارز میان رسوبات این دوره موجود است. در استان خراسان، در منطقه كپه داغ این فاز بصورت حركات خشكی ‌زایی عمل كرده است. فاز لارامپر در منطقه كپه داغ منجر به عقب نشینی دریا شده و سازند تبخیری پسته لیق در پالئوسن در حوضه كپه داغ تشكیل شده است (سیدامامی، 1352).

تشكیلات تبخیری نظیر مارن ژیپس دار و توفهای مارنی ژیپس در ائوسن در مناطق مختلف استان نظیر سبزوار، كاشمر، جاجرم، تایباد و بیرجند دیده می‌شود.

حركات كوهزایی كرتاسه و بویژه فاز كوهزایی لارامید تاثیر بسزایی در ایجاد شرایط تبخیری و تشكیل این سازندها داشته است. تشكیل سازند كنگلومرایی كرمان در پالئوسن زیرین را نیر می‌توان از اثرات فاز كوهزایی لارامید در بشمار آورد. در استان تهران طی این فاز كوهزایی لایه گچی قاعده سازند زیارت تشكیل شده است كه می‌توان رخنمون آن را بطور پراكنده در جنوب شرق تهران مشاهده كرد. در استان اصفهان، در نزدیكی معدن سرب نخلك رسوبات كرتاسه بالائی با دگرشیبی زاویه دار روی رسوبات تریاس و بین نائین و انارك آهكهای اربیتولین دار با دگر شیبی روی سكانس دگرگونی پرونزوئیك را می پوشاند همچنین كرتاسه بالائی در نواحی جنوب دشت كویر در حوالی دهكده چوپانان و هفت تومان ، در نواحی خور و جندق و عقدا- اردكان دیده می شوند.

رسوبات كرتاسه در شمال شرق اصفهان، در ناحیه زفره بیرون زدگی دارد كه از نظر لیتولوژی تا حدود زیادی شباهت به ناحیه كلاه قاضی داشته ولی از نظر ضخامت مختلف است. در شمال نائین آهكهای كرتاسه بالائی معمولا همراه با لایه های نازك سیلیسی یا چرتی بوده و در اثر تكتونیك شدید چین خوردگی و شكستگی زیادی را تحمل نموده اند. نمونه های مورد مطالعه در شمال نائین شامل دو تیپ رخساره كربناته است یكی رخساره آهكی حاوی گلوبوترانكانا متعلق به كرتاسه بالائی و دیگری رخساره آهكی مارنی مربوط به پالئوسن كه در برخی قسمتها با كنگلومرای قاعده ای روی تشكیلات قدیمیتر قرار می‌گیرد.

پیشروی دریایی كرتاسه منجر به تشكیل رسوبات كنگلومرا ، ماسه سنگ ، شیل و آهكهای اربیتولین دار در استان یزد ( شیركوه ) ، بافق و سایر نواحی ایران مركزی شده است. در كرتاسه بالایی به علت حركات شدید كوهزایی و فرسایش زیاد ، تغییرات رخساره ای شدید بوده ، لیكن گسترش آنها به اندازه كرتاسه زیرین نبوده است . رسوبات عمیق به همراه سنگهای افیولیتی در اثرحركات تكتونیكی به هم آمیخته شده ومجموعه ای به نام آمیزه رنگین( كالروملانژ) را تشكیل داده اند. در ایران مركزی در اثر حركات اواخر كرتاسه – اوایل سنوزوئیك (ارامید) دگر شیبی ایجاد شده كه نظیر آن را می توان در كوه دوسر جنوب شرق یزد مشاهده كرد. سنگهای كرتاسه با گسترش كم در مسیر جاده فوجرد- تفرش در غرب استان قم نیز قابل مشاهده اند. در استان قزوین یک دگرگونی ناحیه ای در حد شیست سبز در منطقه آبگرم مشاهده می شود.

3- حركات تكتونیكی پیرنه

فازكوهزایی مزبور در حدفاصل بین ائوسن پایانی الیگوسن آغازین رویداده و شكل كنونی بلندیهای ایران ترسیم شده است. طی این فاز كوهزایی رشته كوه‌های مركزی ایران پدیدار شده و میان آنها فرو رفتگی‌های كنونی و حوضه نمك در مركز ایران تشكیل شده است (اشتوكلین،1968). طی حركات كوهزایی لارامید، البرز شمالی طی پالئوژن از آب خارج شده و تنها رسوبهای دریایی میوسن میانی به طور دگرشیب بر روی رسوبهای كرتاسه و قدیم‌تر از آن قرار گرفته‌اند. سنگ‌های ائوسن دامنه جنوبی البرز به وسیله رسوبهای میوسن (سازندهای معادل قرمز پایینی و بالایی) به طور دگرشیب پوشیده می‌شود كه نشان دهندة حركات كوهزایی پیرنه است.

تشكیلات رسوبی الگیوسن در البرز مركزی قابل مشاهده نبوده ولی تشكیلات قاره‌ای متشكل از سیلتستون، ماسه سنگ و كنگلومرا در آن دیده می‌شود (سازند هزار دره) كه آن را معادل سازند قرمز بالایی در سازند قم می‌دانند و به طور دگرشیب بر روی تشكیلات ائوسن قرار گرفته است (دلنباخ، 1964، خسرو تهرانی و درویش‌زاده، 1363). پس از جنبش‌های آغازین الیگوسن، پیشروی دریا سبب تشكیل رسوبهای سازند قم در ایران و البرز مركزی شده كه این رسوب‌گذاری تا میوسن ادامه داشته و بخشهای گسترده‌ای از ایران را پوشانده است (بزرگ‌نیا 1966).

وجود سازند قرمز زیرین در سراسر ایران مركزی نشانة عملكرد این فاز در این زون ساختاری است (گانسر، 1995).این حركات سبب ایجاد لایه گچی در بخش فوقانی سازند كند و سازند قرمز تحتانی شده است كه رخنمون آنها با گسترش فراوان در جنوب و جنوب شرق استان تهران دیده می شود. در استان خراسان حركات خشكی زایی ائوسن پایانی – اولیگوسن آغازین موجب بالاآمدگی كامل ناحیه كپه داغ و در نتیجه عقب‌نشینی دریا شده است.

این عقب نشینی در اواخر ائوسن از غرب كپه داغ شروع و موجب پسروی دریا از غرب به شرق كپه داغ شده است (افشار حرب، 1979). این خشكی زایی متأثر از فاز كوهزایی پیرنه می‌باشد. رسوبات نئوژن كپه داغ اغلب از نوع كنگلومرا، ماسه سنگ و لایه‌های رس سنگ قرمز بوده و در محیط قاره‌ای تشكیل شده است. نهشته‌های تبخیری نئوژن (عمدتاً میوسن) در اغلب مناطق استان دیده می‌شود.

این رسوبات در حوضچه‌هایی تشكیل شده است كه در آنها رسوبات قاره‌ای از نوع پلایا ته‌نشت می‌شده است. در این حوضچه‌ها لایه‌هایی از رس، مارن، سیلت، ماسه و بویژه رسوبات تبخیری از نوع گچ و نمك نهشته شده است. نهشته‌های تبخیری نئوژن در مناطق كاشمر، جاجرم، سبزوار، تربت جام و برخی نقاط دیگر دیده می‌شود. حرکات کوهزایی پیرنه موجب یک نا پیوستگی زاویه دار مشخص در سازند قرمز زیرین در ناحیه قزوین شده است. حرکات قبل از اکوتانین که توسط فعالیت آتشفشانی و ماگماتیسم بوجود آمده در ناحیه رزن دنبال می گردد. طی این حرکات کوهزایی، البرز شمالی از آب خارج شده و رسوبات دریایی میوسن میانی به طور دگر شیب بر روی رسوبات کرتاسه و قدیمی تر قرار گرفته اند.

4- حركات كوهزایی استرین (17 میلیون سال قبل)

طی حركات كوهزایی استرین (میوسن میانی)، تمام ایران تحت تأثیر حركات كوهزایی مهمی قرار گرفته كه این حركات با شروع دومین مرحله بازشدگی دریای احمر و خلیج عدن (پنج میلیون سال نسبت به عهد حاضر) همزمان است در اثر حركات مزبور در ایران مركزی سازند قم از آب خارج شده و سازند قاره‌ای قرمز فوقانی در سرتاسر ایران مركزی بر روی آن تشكیل می‌شود. در اثر عملكرد این فاز كوهزایی بر ارتفاع كوههای ایران افزوده شده و فرسایش شدیدی بر آنها حاكم شده است كه نتیجه آن پرشدن گودی‌ها از رسوبهای آبرفتی ـ كوهپایه‌ای است كه طی آن رسوبهای آبرفتی ـ كوهپایه‌ای مانند كنگلومرای هزار دره، معادل هزار دره و بختیاری تشكیل شده است. سازند مزبور را می‌توان بطور گسترده‌ای در جنوب، شرق و جنوب شرق استان تهران مشاهده كرد كه بخشهای M1 و M3 آن حاوی كانیهای تبخیری است. در استان خراسان سازندی بنام قرمز فوقانی نامگذاری نشده است اما معادل سازند قرمز فوقانی موجود بوده و در اغلب مناطق استان دیده می‌شود. نهشته‌های قرمز رنگ ماسه‌سنگ، مارن ژیپس دار، كنگلومرا و سیلت استون معادل سازند قرمز فوقانی می‌باشند.

این نهشته‌ها از نوع قاره‌ای و خشكی بوده و در بین آنها نهشته‌های تبخیری نظیر مارنهای ژیپس دار نیز دیده می‌شود.در استان قزوین طی این حرکات کوهزایی سازند قرمز فوقانی تشکیل شده است که حاوی کانی های تبخیری شامل گچ و نمک است و در ناحیه آوج رخنمون قابل ملاحظه ای از آن وجود دارد.

5- فاز كوهزایی پاسادنین (8/1 میلیون سال پیش)

در انتهای پلیوسن وآغاز كواترنر مهمترین رویداد تكنونیكی در ایران (پاسادنین) روی داده است (نبوی،1976) كه بر اثر آن رخدادهای بسیاری اتفاق افتاده و فلات ایران شكل امروزی خودرا بازیافته است. از جمله حوادثی كه در طی این فاز كوهزایی رویداده است می‌توان به چین‌خوردگی كنگلومرای هزار دره و آغاز پویایی آتشفشانهای پلیوكواترنر اشاره كرد (درویش زاده، 1370). بربریان و كینگ (1981) معتقدند كه رسوبهای نئوژن خزر و كنگلومرای پلیوسن فوقانی (سازند آقچاگیل)، طی همین فاز چین خورده‌اند. در كواترنر بخشهای زیادی از ایران با نهشته‌های این زمان پوشیده شده است كه شامل مخروط افكنه‌ها، دشت‌های سیلابی، كفه‌های نمكی، تپه‌های ماسه‌ای، نهشته‌های آب شیرین و آتشفشانها می‌باشند (بربریان، 1974).


6- كوهزایی بایكالین یا كاتانگایی

این كوهزایی در پركامبرین پسین اتفاق افتاده است. بر اثر این كوهزایی، سنگهای پیش از اینفراكامبرین ایران دچار گسل خوردگی، چین خوردگی و دگرگونی شد و همزمان با آن فعالیت ماگمایی نیز شروع گردید. بر اثر كوهزایی كاتانگایی، پی سنگ پركامبرین ایران بصورت پلاتفرم نسبتاً‌پایدار در آمده و دریای كم عمقی آنرا پوشانده است كه بیشتر رسوبات آن از نوع تخریبی و در پاره‌ای موارد تبخیری است.

این وضعیت احتمالاً تا اواخر پالئوزوئیك ادامه داشته است. گسلهایی كه امروزه بنام هریرود، نهبندان، نایبند و كلمرد شناخته می‌شوند به احتمال زیاد در نتیجه كوهزایی‌های كاتانگایی بوجود آمده‌اند (نبوی، 1355). در بخشهایی از شمال استان خراسان در ممبر  سازند میلا به همراه سنگ آهك به طور محلی اشكال دروغین نمك وجود دارد. ضمناً در مناطقی از خراسان نظیر منطقه فردوس سازند كالشانه رخنمون دارد.

وجود لایه‌های گچی، دولومیتی و شیلی كه دارای اشكال كاذب نمكی است دلیل آن است كه در طی كامبرین میانی در ایران شرایط تبخیری حاكم بوده است (نبوی، 1355) و این مسئله احتمالاً با حركات خشكی زایی كاتانگایی در ارتباط است. ضمناً تشكیل سازند باروت را می‌توان از شواهد دیگر وقوع این فاز كوهزایی بشمار آورد. سازند باروت از مهمترین سازندهای تخریبی – تبخیری است كه در دریای كم عمق كامبرین تشكیل شده است. در قسمت بالای این سازند، كانیهای تبخیری ایندریت در داخل دلومیت‌ها دیده می‌شود كه این موضوع بیانگر تشكیل این بخش از سازند در شرایط تبخیری می‌باشد.
7- كوهزایی كالدونین

حركات كوهزایی كالدونین را به بسته شدن اقیانوس كالدونین مربوط می‌دانند. در مورد حركات كوهزایی یا خشكی‌زایی كالدونین در ایران اتفاق نظر وجود ندارد ولی مسلم شده است كه طی عملكرد این كوهزایی، قسمت اعظم ایران از آب خارج بوده است. در خراسان دو زون ایران مركزی در مناطقی نظیر فردوس، گناباد، تایباد و بجنورد سازند تبخیری پادها طی دوره دونین تشكیل شده است. این سازند كه عمدتاً شامل ماسه سنگ قرمز، دلومیت و گچ است ناشی از تاثیرات خشكی‌زایی حركات كالدونین می‌باشد (بربریان و كینگ 1981، اشتوكلین 1968).

8- حركات هرسی نین

در پالئوزوئیك پسین در نتیجه برخورد قاره گندوانای شمالی با قاره اروپا كوههای هرسی نین بوجود آمد (دات و همكاران 1981). اغلب زمین‌شناسان و محققین نظیر اشتوكلین (1974)، نبوی (1355)، بربریان (1976) و اشتامپلی (1978)، تاثیر فاز هرسی‌نین در ایران را از نوع خشكی‌زایی می‌دانند ولی مطالعات جدید، دلایلی حاكی از حركات كوهزایی هرسی‌نین در ایران را به اثبات رسانده است.

تشكیل سازند تبخیری گچال در منطقه طبس را می‌توان از نتایج حركات خشكی‌زایی هرسی‌نین در جنوب استان خراسان محسوب نمود. ممبر 4 این سازند از شیل، دلومیت ژیپس دار و لایه‌های ژیپس تشكیل شده است. از دیگر شواهد تاثیر حركات خشكی‌زایی هرسی‌نین در خراسان، تشكیل سازند تخریبی – تبخیری سرخ شیل می‌باشد. این سازند در چند نقطه از استان و از جمله در نواحی طبس، گناباد، بیرجند و فردوس دیده می‌شود این در حالی است كه عملكرد فاز خشكی زائی هرسینین فقدان وجود رسوبات كربونیفر در استان اصفهان را سبب شده است.

9- حركات سیمرین پیشین (اواخر تریاس)

از آغاز تریاس زیرین، قسمت اعظم ایران بوسیله دریای كم عمق اپی‌كنتیننتال پوشیده شده و راه این دریا بطرف جنوب باز بوده است. در قسمت مركزی ایران، جزیره نعلی شكل ساغند وجود داشت كه مرداب لوت آنرا از شمال و غرب احاطه می‌كرد (Reppin، 1365). این وضعیت كم و بیش تا تریاس میانی برقرار بود. در تریاس میانی، تقریباً در سراسر ایران رسوبات دلومیتی ته نشین می‌شد كه سازندهای دولومیتی الیكا و دلومیت شتری (ناحیه طبس) از نمونه‌های آن می‌باشند.

در حد بین تریاس میانی و فوقانی (بعد از لادینین و قبل از نورین یعنی حدود 195 تا 210 میلیون سال قبل)، فاز كمپرسیونی مهمی ایران را تحت تاثیر قرار داده است كه در نتیجه بطور محلی بالا آمدگی‌ها، چین‌خوردگیها و دگرگونی‌هایی رخ داده و حوضه‌های رسوبی جدیدی بوجود آمد (بربریان و كینگ، 1981).

به عقیده اشتامپلی (1978) كوهزایی سیمیرین پیشین در ایران اساساً حالت خشكی زایی دارد بویژه البرز شرقی، سلسله كوههای طبس – كرمان، بلوك لوت و منطقه مشهد تحت تاثیر این فاز قرار داشته است. در اثر حركات سیمیرین پیشین، بخشهایی از ایران از آب خارج و محیط گرم و مرطوب برای توسعه جنگلهای عظیم فراهم شد. فرسایش سازندها و تشكیل رسوبات لاتریتی و خاك نسوز در شرایط آب و هوایی گرم بفراوانی در كشور در این زمان رخ داد. سازند تبخیری بغمشاه، سازند سنگ آهك پكتن و ژیپس دار، سازند نار، سازند ژیپس مگو و لایه‌های قرمز گره‌دو غالباً در شرایط دریایی كم عمق و یا در حوضه‌هایی كه ارتباط خود را با دریا از دست داده‌اند، تشكیل شده‌اند و احتمالاً حركات سیمیرین پیشین در تشكیل این گونه سازندهای تبخیری مؤثر بوده است.

نظرات بسته شده است.