سابقه باستان شناسى بلوچستان

بلوچستان بخش بزرگى از جنوب شرقى فلات ایران است كه نسبت به سایر مناطق این فلات ناشناخته ‏تر است. این منطقه در واقع مرز بین دو تمدن بزرگ ایران و هند بوده است كه به دلایل خاص از جمله وضعیت خاص جغرافیایى‏، جمعیت كمى در خود جاى داده است. تا 50سال پیش تصور مى‏شده كه در بلوچستان اثرى از تمدن هاى بزرگ و اجتماعات بشرى و از شهر و آبادى خبرى نبوده است، و تنها راهرویى ارتباطى بین تمدنهاى هندى و تمدنهاى غرب ایران( سومر،ایلام) بوده است. این پندار اشتباه در مجموع باعث شده بود كه كمتر مورد توجه باستان شناسان و محققان تاریخ قرار گیرد.

بررسى‏ها و پژوهشهاى باستانى این بخش از ایران تاریخچه چندانى ندارد و دوران آن بسیار كوتاه است و اطلاعاتى كه غربیان درسفرنامه‏ هاى خود نوشته‏ اند از نظر باستان شناسى اطلاعات جسته و گریخته‏اى بیش نیست. تعداد محوطه‏ هاى باستانى در بلوچستان كه باروشهاى جدید و علمى مورد تحقیق و بررسى قرار گرفته ‏اند بسیار اندك است و بیشتر آنها تنها بصورت سطحى شناسایى شده‏اند و تنها از آنها یك سرى ابزار و اشیاى قدیمى بدست آمده است. تنها تپه بمپور از جمله مناطقى است كه نسبت به سایر محوطه‏ هاى باستانى بلوچستان بیشتر مورد كاوش و بررسى قرار گرفته، امّا اطلاعات زیادى به علت محدودبودن زمان كاوش و كوچك بودن كارگاههاى حفارى در اختیار باستان شناسان قرار نمى‏دهد.

اقدامات زیر در خصوص باستان شناسى بلوچستان صورت گرفته است:

«مارك اورل اشتین» باستان‏شناس انگلیسى مجارى‏الاصل نخستین كسى بود كه با سفر به شمال و جنوب بلوچستان و كناره‏ هاى دریاى مكران (عمان) در اوایل سده حاضر بسیارى از محوطه‏ هاى باستانى این مناطق را مورد بررسى و شناسایى قرار داد (1932م). هدف او از این توجه و مسافرت شناخت رابطه بین تمدنهاى سند و رودان (هرمزگان) بوده است. چون این منطقه بر سر بزرگراه شرق و غرب واقع شده است و راه ارتباطى بین سند و رودان در واقع قاعده مثلثى است كه رأس این مثلث در شمال خراسان بزرگ قرار دارد.

«هرتسفلد» دومین كسى است كه پس از «اشتین» به این منطقه مسافرت و چندین محوطه باستانى از دوره‏ هاى مختلف را مورد شناسایى و بررسى قرار داده است. اطلاعات داده شده وى و «اشتین» هنوز پس از گذشت چندین سال به قوت خود باقى و قابل اعتنا مى‏باشند.

«ژوزف كالدول» و «صادق شهمیرزادى» در دهه 1340 ه .ش تپه باستانى ابلیس در بردسیر كرمان را مورد بررسى قرار دادند. و به نظر آنها این منطقه راهرویى ارتباطى بین تمدنها بوده و همچنین سفالهاى بدست آمده در طول رودخانه هلیل رود (كرمان) با سفالهاى تپه حسینى نزدیك بمپور با هم شبیه هستند. آنها بیان كرده ‏اند كه اقوامى از مناطق مركزى فلات ایران پس از طى 1200 كیلومتر ابتدا به كرمان رسیده‏اند و سپس به سوى رودخانه سند حركت نموده وتمدنهایى را پى‏ریزى كرده ‏اند.

خانم «بئاتریس دكاردى» باستان شناس انگلیسى در سال 1347 ه.ش بعد از شناسایى تپه‏ هاى بمپور عقیده دارد كه به دلیل مشابه بودن سفالهاى بدست آمده از تپه‏ هاى حصار و سیلك با سفالهاى بلوچستان، خاستگاه اولیه تمدنهاى مستقر در بلوچستان باید مناطق مركزى فلات ایران باشد. لازم به ذكر است این باستان شناس به مدت 3 ماه براى انجام پروژه مدرك دكتراى خود در بمپور به كار كاوش و بررسى مشغول بوده است.

«سكرین» در سال (1307 ه.ش- 1928م) در منطقه خاش قبرستان عجیبى را كشف نمود.

«جودیت ماروچك» در سال 1353 ه.ش منطقه وسیعى به وسعت 1500 كیلومتر مربع در شهرستان خاش را مورد شناسایى قرار داد كه شامل چندین محوطه باستانى از كهن‏ ترین دورانها تا 200 سال پیش است.

نظرات بسته شده است.