کنترل بیابان زایی

در این زمینه روش هایی برای کنترل بیابان اعم از نهالکاری، بذرپاشی، قرق و امثال آن تا کنون بسیار گفته شده و نوشته شده است، ولی آیا با استفاده از این روش ها توانسته ایم بر مشکلات بیابانزایی غلبه کنیم؟ می بینیم بازخورد آنها آنچنانکه شایسته است نتیجه زضایت بخشی نداشته است.

البته این مسئله را نباید کتمان کرد که کار در مناطق بیابانی بسیار سخت و طاقت فرساست چرا که سالها در اینگونه مناطق بیابانی کار کرده ام و سختی و مرارت کار را از نزدیک با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده ام اما از برآیند کار راضی نیستم هر چند که موفقیت های خوبی هم داشته ایم.

شاید یکی از دلایل موفقیت کمتر کارهای بیابان زدایی توجه بیشتر به امور فنی و توجه نکردن یا به عبارتی توجه کمتر به مسایل اجتماعی و اقتصادی و بافت جامعه حاکم در مناطق کاری بوده است و حتی فراتر از آن شاید بتوان گفت ما تک بعدی کار کرده ایم چه بسا منابع طبیعی کار خودش را و کشاورزی نیز کار خودش را بدون توجه به اشتراکات بسیار نزدیک این دو بخش از بدنه یک وزارتخانه برای رفع مشکلات بیابان زایی انجام داده اند. در این مورد اگر به توضیحات قبلی رجوع کنیم آثار مدیریت درست امور کشاورزی و آبیاری در کاهش اثرات بیابان زایی کاملا قابل درک است یعنی می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود.

بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.

 


در ارتباط با مسایل اجتماعی و اقتصادی بیابان زایی نیز این واقعیت را باید قبول کرد که مسایل و مشکلات فعلی بیابان و بیابان زایی در ایران صرفا مشکلات فنی و تکنیکی نیست بلکه مسایل ساختاری و اجتماعی و چه بسا سیاسی است. در حوزه وسیع و گسترده بیابان سر و کار ما بیشتر با جامعه روستائی است بنابراین شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفیقات کاری محسوب می شود.

وضع جوامع روستائی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی ویژگیهای خاص خود را دارد ارتباط این جامعه با محیط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصی در سطح روستا گردیده که بسته به شرایط محیط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراین در هر برنامه ای که در ارتباط با جامعه روستایی باشد، شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روستا و عملکرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحی نه تنها با موفقیت همراه نخواهد بود بلکه باعث بروز ناهماهنگی و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعالیتهای چند دهه اخیر بیابان زدایی تا حدودی گویای این واقعیت است زیرا در اغلب طرحهایی که تاکنون به مرحله اجرا در آمده به وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم کمتر توجه شده است به طوری که مردم در مقام معارضه با منابع طبیعی بوده اند. در این زمینه بایستی خلاء ناشی از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنکه اقدامات قانونی در برابر متجاوزین به منابع طبیعی برای هر قشری از جامعه با قاطعیت اجرا شود.

– اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ایران با زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق و در اکثر فصول سال همچنین وجود مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژیهای نو و پاک فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در کشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراوانی یافت می شوند، با شناخت مکانهای مناسب این منابع و بکارگیری ابزار مناسب برای تبدیل آنها به انرژی های دیگر می توان از این منابع غنی به عنوان یک نیروی تکمیل کننده و یاری رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستایی را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد.

می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد

– بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اکنون در مجامع ذیربط بین المللی فقر بعنوان یک عامل بیابان زایی شناخته شده است بنا براین برای مبارزه با بیابانزایی، اهمیت عوامل اقتصادی را نیز باید مد نظر داشت. کشاورزی و دامدارای در اراضی خشک یا وجود ندارد و یا اینکه مانند کشاورزی و دامداری در اراضی حاصلخیز، پر منفعت نیست. در این مناطق دولت باید به مردمی که در کویر و بیابان زندگی می کنند کمک کند و از لحاظ اقتصادی زندگی این مردم را در سطح معقولی تامین کند.

این کمک های اقتصادی شامل وام بلاعوض، ‌معاضدت در تهیه علوفه ارزان برای دامهای آنان و رساندن تجهیزات و لوازمات لازمه می باشد. امروزه از پتانسیل های موجود در بیابان و ایجاد درآمد برای ساکنین این مناطق در بسیاری از کشورها برنامه ریزی های خوبی انجام گرفته است که یک نمونه آن بحث اکوتوریسم یا طبیعت گردی است

مناطق بیابانی ایران سرشار از جاذبه های توریستی و گردشگری هستند. شاید بتوان گفت اکثر شهرها و یا حتی برخی از مناطق روستایی واقع در نواحی بیابانی دارای آثار فرهنگی و یا جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فرد هستند. از یزد و کاشان و اصفهان گرفته تا کرمان و خراسان و سمنان و… که همگی در محدوده مناطق بیابانی ایران قرار گرفته اند و هریک از شهرهای این استانها ویژگیهای خاص تاریخی-فرهنگی و طبیعی خود را دارند که می توانند در جذب گردشگران داخلی و خارجی بخوبی نقش ایفا کنند. از کویرهای نمک بیابانهای مرکزی تا شهر افسانه ای کالوت های لوت و تپه های شنی اطراف هر یک از شهرها و روستاهای مناطق فوق با برنامه ریزی و مدیریت درست می توان درآمد قابل توجهی برای عمران و آبادانی مردم همان سرزمین کسب کرد که خود راهی در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود.

– کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائی که رشد جمعیت در روستاها بیشتر است و از طرفی سطح اراضی زیر کشت نیز محدود می باشد با افزایش جمعیت دو مسئله پیش میاید یا فشار روی زمین زیاد می شود و ممکن است همین امر موجب فرسایش خاک و بیابانی شدن اراضی شود یا اینکه عده ای به شهرها هجوم بیاورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. برای رفع این مشکل دولت می تواند با آوردن صنایع سبک و دیگر صنایع مربوطه در مناطق روستایی اقدامات مناسبی انجام دهد به این ترتیب نه تنها شغل و کار و حرفه برای مردم مناطق خشک و بیابانی ایجاد می شود بلکه از فشار آنها به مراتع نیز کاسته می شود مسلما تشویق مردم در جهت کنترل جمعیت برای زندگی بهتر نیز باید همواره در سرلوحه برنامه های دولت قرار داشته باشد.

– استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:

قبلا اشاره کردم که دو مسئله مهم و اساسی برای کشاورزی در بیابان کمبود آب و تبخیر شدید آفتاب است. یعنی در این مناطق آب و خاک مناسب برای کشاورزی کم (و شور ) است، بنا بر این برای رهایی از این وضعیت باید شرایط بصورتی فراهم شود که تا آنجا که ممکن است از هدر رفت آب در این مناطق جلوگیری شود.

بعبارت دیگر باید از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود که در این زمینه می توان استفاده از گلخانه و کشت گلخانه ای را توسعه داد. کما اینکه در سالهای اخیر برای استفاده بهینه از آب و زمین برای کشت انواع محصولات در بعضی از مناطق بیابانی کشور به کشت گلخانه ای مبادرت شده است. این کار را باید به فال نیک گرفته و سایرین را تشویق به این کار کرد. این کار در شهرک گلخانه ای استان قم صورت گرفته است که باید مورد حمایت بیشتر کارشناسان و مسئولین مربوطه قرار گیرد زیرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعیت مطلوبی نیستند.

این روش ها در پاره ای از کشور ها همراه با تحقیقات کافی انجام شده است که باید از تجربیات خوب آنها استفاده کرد. قصد بنده از این قسمت بحث معرفی راهکارهای مناسب برای حداکثر استفاده از محدودیت های خاک و آب در بیابان و جلوگیری از توسعه سطح کشت در مناطق بیابانی است.

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.