ویژگی های قنات های ایران

دسترسی به آب‏های زیرزمینی و شیوه‏ی انتقال سنتی‏ آب‏ها به سطح زمین و بهره‏گیری از آنها خود شگفتی عمومی‏ قنات‏هاست ولی استادکاران مقنی جهت ساخت،حفر گمانه‏های مادر چاه،ترازکشی مقدماتی مسیر،حفر کوره، اندازه‏گیری تراز شیب،برطرف کردن موانع حفر،دویل زنی، بوکن،سدبندی‏های زیرزمینی و…از شگفتی‏های نوادر قنات‏ است که در اینجا به صورت فشرده به آنها پرداخته می‏شود.

قنات‏های ایران:

براساس آخرین آمار رسمی(1377)در پهنه ایران‏ 164/32 قنات با آبدهی سالیانه 000/000/823/9 متر مکعب آب فعال‏اند،حدود 7/77%این قنات‏ها در قلمرو شرقی ایران حفر شده‏اند که پهنه آن کمتر از 300 میلی‏متر باران دریافت‏ می‏دارند و 3/22%بقیه در قلمرو غربی ایران شمارش شده‏اند که از حدود 300 تا بیش از 1000 میلی‏متر،باران آن را محاسبه می‏کنند.کم‏بارانی در شرق ایران سبب شده که قسمت اعظم آن به صورت پهنه وسیعی از کویر درآید و در هاله‏های آن میله‏های قنات چون خط زنجیری از فضا به طور مشخص مشاهده شود.برای شناخت این قنات‏های اعجاب‏انگیز،برخی‏ از قنات‏های این هاله را مورد مطالعه قرار می‏دهیم. (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود)

موقعیت قنات‏های اعجاب‏انگیز حاشیه کویر

اگر شهر کاشان را مرکز پژوهش در مورد قنات‏های شگفت‏آور قرار دهیم و حدود 160 کیلومتر شعاع دایره آن را مورد بررسی قرار دهیم‏ به شگفتی‏هایی در قناعت‏های پهنه مذکور برمی‏خوریم.قناعت‏های کهن‏ هزار ساله اطراف اراک،قناعت دو طبقه اردستان،قنات‏های ابو زید آباد و تلک‏ آباد کاشان با سدهای زیرزمینی،قنات کهن وزوان میمه با سد زیرزمینی‏ و…هرکدام به گونه‏ای اعجاب‏انگیزند.

مراحل احداث قنات:

اصولا برای احداث قنات،مقنیان مراحل چهارگانه‏ای را پشت سر گذارده تا در مرحله پنچم آب را در کوره قنات به جریان اندازند.این مراحل‏ به ترتیب زمانی انجام عبارتند از:

در جست‏وجوی محل گمانه و یافتن محل موردنظر

حفر مادر چاه و چاه‏های گمانه

ترازکشی مقدماتی

راستی دیدن و حفر میله‏ها و کوره قنات

پایان حفاری و جاری شدن آب در کوره

آنچه می‏توان از آفرینش شگفتی‏ها و نبوغ ذکر نمود انجام مراحل‏ سوم و چهارم است که در پاره‏ای از قنات‏ها ابداع خارق العاده‏ای است که‏ در زیر،گوشه‏هایی از آن را که به کالبد و پیکره قنات مربوط می‏شود به‏ اختصار بیان می‏کنیم.

ترازکشی

ترازکشی یعنی سنجش اختلاف ارتفاع سطح ایستایی آب در مادر چاه‏ تا سطح افقی در زمین محل روستایی موردنظر و محاسبه این اختلاف‏ ارتفاع با سطح زیر کشت روستای مذکور.برای محاسبه فاصله مذکور را به چندین«بیله»(تخته زمین)تقسیم نموده و شیب درون هر تخته را برحسب«طناب‏کشی»و«قد انسان»مشخصی از نظر طول و ارتفاع‏ محاسبه می‏کنند.

در این حالت استاد کار مقنی(مقنی باشی)به شخصی در راستای کوره‏ قناتی که بایستی حفر شود دستور حرکت داده و در نقطه معینی از طرف‏ مادر چاه به سمت مظهر،فرمان ایستادن می‏دهد.(به فاصله‏ای که خط تراز چشم استاد کار با سطح شانه‏های فرد ایستاده در یک راستا و در فاصله‏ دید یکدیگر قرار گرفته باشند.)در این حالت فاصله بین استاد کار مقنی و شخص مذکور که در یک راستای مستقیم قرار دارند ریسمان‏کشی شده، فاصله و اندازه قد شخص موردنظر به شیوه‏ای ثبت می‏گردد.این عمل در هر قطعه زمین(بیله)چندین بار انجام گرفته و از جمع آن فاصله بین‏ مادر چاه و زمین‏های موردنظر روستا مشخص و سطح ایستایی آب با سطح‏ عمومی زمین‏ها نیز معین می‏گردد.با در نظر گرفتن درصد کمی شیب‏ زمین جهت حرکت آب،بایستی به مزارع سوار شود وگرنه در انتخاب‏ گمانه در مادر چاه تجدید نظر به عمل می‏آید.

نمودارهای کروکی هندسی زیر شیوه اندازه‏گیری ترازکشی را مشخص می‏دارد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

ترازکشی مقدماتی

اندازه قد انسان(؟؟)از سطح تا کف پا،5/1 متر

اندازه 6 قد انسان*5/1 متر 9 متر AB

AC برابر است با عمق مادر چاه‏

قنات ابراهیم آباد اراک:

در میانه راه شهر قم به شهر اراک روستایی به نام ابراهیم آباد واقع‏ است که تنها قنات آن دارای تاریخ بیش از یک هزار سال است.مادر چاه‏ این قنات مخروطی شکل است زیرا قطر دهانه میله آن حدود یک متر و قطر محل اتصال میله به کوره به حدود 10 حلقه می‏رسد.میله‏های بعدی‏ پس از مادر چاه که تعداد آنها به 40 حلقه می‏رسد هرکدام حدود 100 متر عمق دارند و مادر چاه نیز دارای عمقی حدود 110 ذرع می‏باشد..

-عمق مادر چاه حدود 110 ذرع برابر با 114 متر

-عمق 40 میله پس از مادر چاه،هر یک 100 ذرع،مشهور به‏ چاه‏های 100 منی

-مزد لایروبی هر حلقه از 40 میله در هر بار،100 من گندم(300 کیلوگرم)

قنات‏های مذکور دارای 18 کیلومتر طول 615 میله در طول مسیر و آب قنات در هر کشتمان حدود 96 هکتار زمین را به زیر کشت‏ می‏برد.

AB و A'B' دو تخته‏ای می‏باشند به شکل افقی در دهانه چاه قرار داده شده‏اند، OO' وسط دو تخته می‏باشد که ریسمانی آن دو را به هم‏ وصل می‏کند،دو ریسمان OO2 و OO1 با زاویه قائمه وسط تخته‏ها را به بستر کوه در همان راستا متصل و محکم می‏نمایند.از طرفین هر تخته‏ دو ریسمان شاقولدار،روی هم چهار ریسمان شاقولدار می‏آویزند تا سر شاقول‏ها در وسط کوره معلق و بدون حرکت بماند،سر شاقول‏ها را در دو میله محل O1 و O'1 در روی ریسمان مشخص می‏کنند.ریسمان‏ دیگری عمود بر ریسمان OO2 و O'O'2 از دو کوره در راستای‏ سر شاقول‏ها به سمت یکدیگر با زاویه‏های 90 درجه جهت طناب راستا که‏ O1C و O'1C' باشد مشخص نموده و دو نفر استاد کار به حفر میله از دو طرف آنقدر ادامه می‏دهند تا به هم برسند.البته در ضمن کار با اندازه‏گیری جهت راستای شاقول‏ها و ضربات تریک از خطای خود جلوگیری می‏نمایند.(تریک ضربه‏ای است محکم که مقنی با کلنگ به‏ وسط دهانه کوره(پیشکار)وارد آورده و مقنی دیگر در کوره میله قابل صدا را تشخیص داده و بدان پاسخ می‏دهد).

از سال 1318 تا 1378(به مدت 60 سال)فقط دو نفر از محلیان با تهور توانسته‏اند به درون مادر چاه بروند،یکی از آنها یک مقنی محلی و دیگری از مالکین همان روستا بوده است ولی درون میله‏های صد منی‏ بسیاری رفته‏اند.طنابی که این افراد را به قعر چاه برده طناب ضخیم و محکمی بوده است که بیش از 100 متر طول و بیش از 100 من وزن(یک‏ خروار،300 کیلوگرم)داشته و از روستا بار یک الاغ قوی هیکل چالاک‏ کرده و به محل برده‏اند.

افرادی که به درون چاه‏های 100 منی رفته‏اند خبرمی‏دهند که انتهای‏ میله چاه‏ها در سنگ حفر شده است و دیواره‏ها همه آب‏زا می‏باشند و در مورد مادر چاه اظهار می‏دارند که دیواره‏ها آبزاست و با صدای عجیبی به قعر چاه ریزش می‏کند.ترس از این‏ چاه به خاطر مخروطی شکل بودن آن است که مقنیان‏ درون آن بدون دسترسی به دیواره‏ها فقط معلق‏اند و جز صداهای وحشتناک آب و تاریکی چیزی مشاهده‏ نمی‏کنند.محلیان مجموعه این چهل میله پس از مادر چاه را چاه‏های«سرزا»می‏نامند.

البته مادر چاه قنات ابراهیم آباد اراک عمیق‏ترین‏ مادر چاه در ایران نیست بلکه عمیق‏ترین مادر چاه قنات‏ بیدخت گناباد خراسان می‏دانند که عموما عمق آن را حدود 300 متر نوشته‏اند ولی یک مجله رسمی در شال‏ 1330 نوشت که،عمق مادر چاه قنات بیدخت گناباد 350 متر است.

یکی دیگر از ویژگی‏های خاص قنات،زندگی‏ مقنیان در اطاق‏های حفر مانندی است که در عمق‏ زمین در کنار بستر کوره قنات حفر و در دل زمین‏ می‏کندند و درون آن زندگی موقتی داشتند،این‏ جایگاهها در یزد به«بوکن»و در میمه اصفهان به‏ «مرد خانه»شهرت داشته‏اند.

بوکن

بوکن سرپناهی است اطاق مانند در عمق زمین که‏ در گذشته نه چندان دور،محل سکونت و خورد و خوراک‏ مقنیان یزدی بود که در احداث قناتی در دل کویر مشارکت‏ داشتند زیرا در قلمرو یزد طول برخی از قناتها از ده‏ها کیلومتر نیز تجاوز می‏نمود ازاین‏رو قبل از عمومیت یافتن وسایل نقلیه چرخدار موتوری رفت‏ و آمد روزانه در سرما و گرمای کویری در این مسیر ناممکن بود.بنابراین‏ مقنیان مجبور بودند که به خاطر شغل خود مدتی از خانه و کاشانه دست‏ کشیده و در دل بیابان‏های کویری اطراف یزد در محل احداث قنات مسکن‏ موقتی ایجاد کنند.این سکونت گاه‏ها در نزد سکنه یزد به خصوص مقنی‏ها به«بوکن»معروف بوده است،مقنیان بوکن را در دل زمین حفر می‏کردند و هنوز مقنیانی که خود در این بوکن‏ها زندگی می‏کرده‏اند حیات دارند.

معمولا مقنیان در هر سه کیلومتری که در کوره قنات پیش می‏رفتند و میله‏های مربوط به کوره قنات را مرتبط می‏کردند،بوکن جدیدی در کنار و یا در درون میله چاه احداث می‏کردند تا از زمان رفت‏وآمد آنها کاسته شده‏ و بر کار خود مسلط باشند ولی از هنگامی که وسائل نقلیه چرخدار عمومیت‏ یافت و وارد زندگی مقنیان شد،بوکن‏نشینی نیز ضرورت خود را از دست داد.

شیوه حفر بدین شکل بود که ابتدا در کنار میله قنات در سطح زمین‏ به حفر راهرویی شیب‏دار پرداخته،سپس در انتهای آن اقدام به کندن‏ اطاقی در عمق زمین می‏نمودند.گاهی با چندین پله به عمق زمین راه‏ یافته و در انتهای آن در کنار راهرویی سه اطاق در دل زمین حفر می‏کردند که در ورودی همه آنها به راهروی اصلی مربوط می‏شد.سه اطاق مذکور بدین شرح بود:

-اطاق خواب،استراحت و خوراک

-کلنگ‏کش‏خانه

-آشپزخانه

بر روی هرکدام از سه اطاق مذکور هواکشی حفر می‏کردند تا هوای‏ مطبوع سطح زمین را به اطاق‏های مذکور برساند،بوکن‏ها دارای شکل و اندازه‏های مختلفی بودند که در زیر به دو نمونه از آن اشاره می‏شود.

نقاط A.B.C.D.E و…حفره‏هایی است دست‏ساز که مقنیان به‏ هنگام خواب سرشان را درون آنها گذارده و بدنشان در روی زمین اطاق‏ خواب قرار می‏گرفت.

-ارتفاع اطاق بوکن را کوتاه‏تر از قد انسان می‏گرفتند و معتقد بودند که‏ پهنا و ارتفاع زیاد امکان ریزش دارد.

-در برخی بوکن‏ها،برای رفع نقصیه ریزش،ستونی از زمین را در وسط اطاق به حال طبیعی خود باقی گذارده و نمی‏کندند.

-محلیان نوشته‏اند که حدود اندازه اطاق خواب 5/1*4 متر است ولی‏ در بوکن‏های مختلف اندازه‏ها همانند نیست.

-راهروی عمومی توسط پله‏هایی به سطح زمین مرتبط می‏شد و (به تصویر صفحه مراجعه شود) برشی از یک مردخانه‏ آشپزخانه،کلنگ‏کش‏خانه و اطاق خواب توسط هواکش‏هایی چاه مانند،به‏ سطح زمین راه داشتند.

مرد خانه نوع دیگری از بوکن است که میله قنات در وسط جایگاه‏ خواب قرار دارد،حدود اندازه‏ها و شکل در تصویر مشخص شده است.

دبیل

دبیل عبارتند است از:حفر راستای میله از کف کوره و حفر واژگون‏ میله از عمق به سطح زمین.روش بدین صورت است که گاهی در حفر میله‏ای از قنات با پایین رفتن چند متری در راستای میله به یک سفره آبی‏ زیرزمینی برخورد می‏کنند که ادامه حفاری درون سفره‏ی آبی ناممکن‏ می‏شود.مقنیان ورزیده ادامه کار را رها نمی‏کنند بلکه با ریسمان‏کشی و محاسبه دقیق از درون‏ کوره،راستای میله نیمه کاره را شناسایی، اندازه‏گیری و حفر میله را از پایین به بالا آغاز می‏کنند تا به سفره آبی برسند.

با مشاهده مرطوب شدن ادامه کار در میله، مقنیان متوجه می‏شوند،که از زیر کار به سفره‏ آبی نزدیک شده‏اند و با احتیاط کامل کار را ادامه‏ می‏دهند،در همین موقع در دل دیواره میله‏ سوراخی حفر می‏کنند که در صورت رسیدن به‏ سفره آبی و سوراخ شدن کف بستر سفره آبی و ریزش با فشار آب در میله،مقنی خود را فورا به‏ سوراخ از پیش حفر شده رسانیده و در امان‏ می‏ماند و بدین شیوه آب‏های سفره آبی سر راه‏ تخلیه شده و ادامه کار میله از زیر به سمت بالا و اتصال آن به میله نیمه کاره از سطح زمین میسر می‏شود.این شیوه حفر میله از پایین به بالا و اتصال آن به میله نیمه کاره قبلی متوقف شده‏ را«دبیل زنی»می‏نامند.

چپر

چپر چتری است تخته‏ای که مقنیان به هنگام حفر میله قنات در بالای سر خود تعبیه می‏کنند تا به هنگام کار از خطرات ریزش خاک و سنگ مصون بمانند.کلاه آنها دارای سقف ضخیم و پر از پارچه و پنبه‏ است که ضربه‏های ناشی از سقوط سنگ را خنثی نماید.

سد زیرزمینی قنات وزوان:

روستای بزرگ وزوان که امروزه به شهرکی تبدیل شده است با دو قنات‏ حاجی آباد و عمومی وزوان در جنوب شهر میمه اصفهان واقع شده است،در اینجا قنات عمومی وزوان به خاطر دارا بودن سد یا بند زیرزمینی موردنظر است:

این قنات به طول حدود 1800 متر،در فاصله حدود 1200 متری از مادر چاه،در عمق 16 متری زمین سر راه کوره قنات سدی بسته‏اند که از عجایب معماری قنات‏ است.در محل مذکور سه سد در کنار هم بسته شده که در حال حاضر دو سد آن‏ متروکه شده ولی سد سوم آن فعال و مورد بهره‏برداری است،البته هر سه را باهم‏ نبسته‏اند و از قراین‏چنین برمی‏آید که سد اول را در زمان ساسانیان بسته‏اند.سد مذکور سد ساده‏ای است که در جلوی کوره قنات احداث و در زمانی که نیازی به‏ آب نبوده دریچه کوره را در زیر سد بسته و به خاطر ریشه‏های کوهستانی قسمت‏ ترون قنات،آب در پشت سد انباشته می‏شده است.

مدت‏ها پس از احداث این سد،به خاطر فرونشستن سطح آب کوره،در مقابل این سد در همان محل،سد دومی بسته شده که از تاریخ احداث و سازندگان آن آگاه نیستیم.با پایین نشستن آب کوره قنات این سد،به اجبار سد سومی بین این دو سد بسته شده که هم اکنون نیز فعال است.مشخصات‏ آماری این سد زیرزمینی چنین پژوهش شده است:

فاصله سطح کوره تا سطح زمین 16 متر

فاصله دیواره سد 9 متر

پهنای سد 5/1 متر

ارتفاع دهانه کوره تا زیر سقف 2 متر

ارتفاع سقف کوره تا راءس سد 7 متر

در دیواره سنگی سد 5 دریچه به فاصله‏های حدود 1 تا 5/1 متر از هم ساخته‏ شده که دریچه ششم آن مجرای کوره را تشکیل می‏دهد و به هنگام بی‏نیازی از آب،کل دریچه‏ها فاصله‏های زمانی معین یکی از پس دیگری گشوده می‏شوند تا به مجرای کوره می‏رسند و با گشودن آن جریان آب عادی می‏شود.

بر روی سنگ قبرهای نتراشیده،خرد شده و شکسته قبرستان کهنه شهرک امروزی‏ وزوان نقوش نقر شده هندسی مانندی را مشاهده کردم که پاره‏ای از آنها بر روی سنگ‏ قبرهای مختلف همانند و هم‏شکل بودند ازاین‏رو حدس زده شد که این نقوش بایستی‏ علائم موروثی خانوادگی باشند و 25 نوع از این نقوش را بر روی سنگ قبرهای بدون کتابت‏ و نام هم‏شکل مشاهده نموده و ضمن اندازه‏گیری ابعاد آنها،12 نوع از اشکال را به صورت‏ هندسی ترسیم شد. (به تصویر صفحه مراجعه شود) چاره‏ی آب در تاریخ فارس

کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران و گنجینه‏ ملی آب ایران

پرهام جواهری،محسن جواهری

«اگر که آب مایه زندگی است،اگر در رگ هستی‏ می‏گذرد،تشنگی می‏زداید،سبزه با آن می‏روید، پاکیزگی می‏آورد و دیدنش دلپذیر و آوایش دلنواز است،باید که همه اندیشه کرد و به هر را بدستش‏ آورد.آب در گذر تاریخ همیشه و همه‏جا یکسان‏ بدست نیامده است.آب و هوا،سرزمین و فرهنگ‏ همه دستی گونه‏گون در چاره‏سازی‏ها داشته است.» سازه‏های آبی پیشینیان نشانگر ژرف‏نگری ایرانیان و احاطه بر دانش مهندسی آب است.کتاب حاضر تحت عنوان«چاره‏ی آب در تاریخ فارس»به این‏ نگرش می‏پردازد.نویسندگان همان‏گونه که خود می‏گویند همه‏ی چاره‏ها و راهکارهای موجود برای به‏ دست آوردن آب نیست و تنها گوشه‏هایی است‏ درخشان از آن همه.

در این کتاب که به سرزمین فارس و بناهای دیرپای‏ آن برمی‏گردد،سعی شده بیشتر از واژه‏های فارسی‏ بهره گیرد.در واقع جلد اول این کتاب تلاش دارد بیشتر پیرامون آبیاری و چاره‏های آن برود و جلد دوم‏ را با نگرشی با رنگ و بوی شهری تدوین کند.جلد نخست کتاب در ده بخش و تحت عناوین:چاره‏ی‏ آب به روزگار پیش از نشانه‏ها،آبیاری-کاری ایرانی، نگرش یک پارچه به حوزه‏ی آبریز،کار در چشمه‏ها، بهره‏برداری از رودخانه-نمونه‏ی کر،بندها، بهره‏برداری گروهی از آب،راه‏های بالا کشیدن آب، انبارهای آب و واژگان ارائه شده است.در جلد دوم‏ کتاب دیده می‏شود که ایرانیان چه استادانه از آب در تمامی نمودهای گوناگون تمدن شهری بهره‏ می‏گیرد.و در این راستا نویسنده به بررسی آبرسانی‏ برخی آبادی‏ها می‏پردازد و راهکارهای سرد کردن آب‏ آشامیدنی مورد توجه قرار می‏گیرد.در بررسی نمونه‏ تخت جمشید دیده می‏شود که چه کار بزرگی صورت‏ گرفته است و برای پس راندن روانآب‏های شهری‏ چه چاره‏اندیشی‏هایی صورت گرفته است.سپس از دژها سخن گفته می‏شود،و راه‏های رساندن آب به‏ این دژها.در ادامه آب و آبادانی شهرها و برپایی‏ باغ‏ها و گردش آب در باغ‏ها مورد توجه قرار می‏گیرد. سپس به یکی از نمودهای بارز تمدن شهری یعنی‏ گرمابه اشاره می‏شود.

 

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.