معيارهاي تفكيك خاكهاي مناطق بياباني
براساس بررسی گزارشات و اطلاعات استخراجی از آنها و نیز تطابق مشخصات پروفیلی خاك بیابانهای واقعی با یكدیگر و دیگر مناطق، ویژگیهای ذیل با كمیت های ذكر شده به عنوان معیار تشخیص و تفكیك بیابان از غیربیابان معرفی و تشریح می گردد. به دلیل اهمیت خاك سطحی در بروز پدیدة بیابان ، فاكتورهای مورد نظر درافق سطحی و در خصوص خاكهای عمیق حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری به روش وزنی محاسبه و مورد استفاده قرارگرفته است. ضمن اینكه اطلاعات تمامی افقها نیز مورد توجه بوده است.
1 شوری خاك:
هدایت الكتریكی عصاره اشباع خاك افق سطحی در خاكهای كم عمق و در خاكهای عمیق تا عمق 50 سانتیمتری با استفاده از منابع موجود به روش وزنی محاسبه و به عنوان معیار شوری خاك در نظر گرفته شده است . براساس بررسی منابع موجود و نظرات كارشناسی دامنه تفكیك برای گروه بندی این معیار به شرح ذیل پیشنهاد شده است.
الف) خاكهایی كه دارای هدایت الكتریكی عصاره اشباع بیش از 8 دسی زیمنس برمتر (میلی موس بر سانتیمتر) هستند . در گروه خاك بیابانی قرار می گیرند.
ب ) خاكهایی كه دارای هدایت الكتریكی عصاره اشباع بیش از 4 و كمتر از 8 دسی زیمنس برمتر (میلی موس بر سانتیمتر ) هستند، می توانند خاك بیابانی باشند یا نباشند. به عبارت دیگر در صورتی این خاكها بیابانی می باشند،كه علاوه بر این خصوصیت، یك یا چند خصوصیت تكمیلی دیگر بیابانی را نیز دارا باشند در غیر اینصورت خاك نیمه بیابانی بشمار می روند.
ج ) خاكهایی كه دارای هدایت الكتریكی عصاره اشباع كمتر از 4 دسی زیمنس برمتر (میلی موس بر سانتیمتر ) هستند . خاك غیر بیابانی می باشند.
2- نسبت جذب سدیم SAR) ) یا درصد سدیم تبادلی ESP) ) :
فاكتورهای فوق نشان دهندة قلیا Alkali) ) یا سدیمی Sodic) ) بودن خاك است. این دو فاكتور بر اساس رابطه ای قابل تبدیل به یكدیگر بوده و بكارگیری آنها تقریباً معادل هم می باشند، لذا به جهت سهولت اندازه گیری و در دسترس بودن میزان SAR) ) از این معیار استفاده شده است. بر اساس بررسی انجام شده تفكیك خاكهای بیابانی و غیر بیابانی باتوجه به محاسبه میزان این فاكتور به روش وزنی در افق سطحی و یا حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری، براساس مقادیر زیر پیشنهاد شده است.
الف ) خاكهایی كه دارای نسبت جذب سدیمی SAR) ) بیش از 13 می باشند در محدودة خاكهای بیابانی قرار می گیرند.
ب) خاكهایی كه دارای نسبت جذب سدیمی SAR) ) بیش از 8 و كمتر از 13 می باشند می توانند در محدودة خاكهای نیمه بیابانی قرار گیرند.
ب) خاكهایی كه دارای نسبت جذب سدیمی SAR) ) كمتراز 8 می باشند در محدودة خاكهای غیربیابانی قرار میگیرند.
3- عمق خاك :
عمق خاك مشخصه ای است كه به دلیل فعالیت و گسترش ریشه در آن، محل استقرار، جذب و انتقال مواد غذایی برای رشد و تولید گیاهان، اهمیت زیادی دارد. اگر چه این خصوصیت به تنهایی نمی تواند معیار قطعی بیابانی یا غیربیابانی بودن خاك باشد. اما می توان پیشنهاد ذیل را برای این معیار ارائه كرد.
الف) خاكهای با عمق كمتر از 10 سانتیمتر در گروه خاكهای بیابانی قرار می گیرند.
ب) خاكهای با عمق بیش از 10 سانتیمتر در گروه خاكهای غیربیابانی قرار می گیرند.
4- بافت خاك:
بافت سطحی و یا حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری خاك می تواند به عنوان معیاری جهت تفكیك خاكهای بیابانی از غیر بیابانی باشد. برای خاكهای مورد مطالعه در استان های مختلف در رابطه با بافت می توان گفت خاكهای با بافت سنگین و خیلی سنگین و یا بافت خیلی سبك میتوانند در ردیف خاكهای بیابانی قرار گیرند. بدین معنی كه اگر این مشخصه همراه با یك شرط تكمیلی دیگرمثلاً شوری بیش از 4 میلی موس بر سانتیمتر باشد، باعث بیابانی شدن خاك می گردد. در صورتیكه بافت سنگین و یا خیلی سنگین اگر چه محدودیتهائی را ایجاد می كند، شاید به تنهائی معیار مناسبی برای بیابانی بودن خاك نباشد.
5- درصد سنگریزه و قلوه سنگ:
درصد سنگریزه و قلوه سنگ بر روی سطح و عمق خاك به صورت زیر بعنوان معیاری برای تفكیك خاك بیابانی از غیر بیابانی پیشنهاد شده است.
الف) وجود سنگریزه و قلوه سنگ بر روی سطح و یا درون افق سطحی بیش از 75 درصد حجمی بیانگر بیابانی بودن خاك است.
ب) وجود سنگریزه و قلوه سنگ درون افق سطحی و یا عمق 50 سانتیمتربیش از 35 درصد حجمی می تواند بیانگر خاك بیابانی است. این خصیصه اگر همراه با یك شرط تكمیلی دیگر باشد، بیابانی بودن خاك تائید میگردد.
ج) وجود سنگریزه و قلوه سنگ بر روی سطح یا درون افق سطحی كمتر از35 درصد حجمی بیانگر خاك غیربیابانی است.
6- موادآلی:
بدلیل نقش و اهمیت مواد آلی در ایجاد شرایط مناسب خاك برای استقرار، رشد و توان تولید گیاهان و وابستگی میزان مواد آلی به فاكتورهای متعدد، برای خاكهای مورد مطالعه در استانهای مختلف طبقه بندی زیر به عنوان یك معیار پیشنهاد شده است
خاكهای با میزان مادة آلی كمتر از 2/0 درصد می تواند به عنوان خاك بیابانی در نظر گرفته شود. مشروط بر اینكه همراه با یك یا چند شرط تكمیلی باشد . این مطلب به این مفهوم است كه این معیار به تنهایی تعیین كنندة خاك بیابانی یا غیر بیابانی نیست.
7- اسیدیته یاPH :
این خصوصیت از خاك بیان كنندة شرایط اكولوژیكی، فعالیت موجودات میكروسكوپی ، قابلیت جذب عناصر غذایی و 000 در خاك است كه نقش بسزایی در استقرار و تولید گیاهان دارد. برای خاكهای مورد مطالعه در استانهای مختلف دسته بندی زیر برای این فاكتور جهت تفكیك خاكهای بیابانی ازغیربیابانی مد نظر قرار گرفته است.
الف ) خاكهای باPH بیش از 5/8 خاكهای بیابانی می باشند .
ب) خاكهای با PH بین 7 تا 5/8 می تواند خاك بیابانی باشد، یا نباشد (نیمه بیابانی). در صورتی كه این معیار همراه با یك شرط تكمیلی دیگر باشد، می توان آن خاك را در ردیف خاكهای بیابانی قرار داد .
ج ) خاكهای با PH كمتر از 7 خاك غیر بیابانی است.
8- تكامل پروفیلی :
خاكهای كه دارای تكامل پروفیلی نبوده و هیچ گونه افق مشخصةسطحی و عمقی ندارند، در گروه خاكهای بیابانی قرار می گیرند .
9- كفه های رسی و یا دق های رسی:
وجود كفه ها رسی در سطح ویا نزدیك سطح و یا دق های رسی، موجب ایجاد سله و عدم نفوذپذیری و شوری خاك شده كه در صورت وجود این عارضه، خاك مربوطه جزء خاكهای بیابانی محسوب می گردد.
10- لایه یا افق نمكی:
این لایه ها در اراضی ماندابی و در نقاطی كه آب زیرزمینی شور بالا بوده و نوساناتی دارد، مشاهده می شود. وجود نمك زیاد در نزدیك و یا روی سطح خاك منجر به عدم استقرار و یا استقرار بسیار كم گیاهان حتی از نوع نمكدوست می شود. خاكهائی كه دارای این لایه خصوصاً در سطح و یا نزدیك سطح خاك باشند، در گروه خاكهای بیابانی قرار میگیرند.
11- سطح آب زیرزمینی:
بالا بودن سطح آب زیرزمینی علاوه بر كاهش تهویه و در نتیجه كاهش رشد و استقرار گیاهان، به دلیل شور بودن، موجب انتقال نمك به سطح و نزدیكی سطح خاك شده و شور شدن اراضی را بدنبال دارد. به جهت اثرات نامطلوب این پدیده بر روی خاك، این عامل بعنوان معیاری برای تفكیك خاك بیابانی مد نظر قرار گرفته و دامنه تفكیك به شرح زیر پیشنهاد شده است.
الف) خاكهائی كه دارای سطح آب زیرزمینی كمتر از 5/2 متر می باشند، در گروه خاكهای بیابانی قرار می گیرند.
ب) خاكهائی كه دارای سطح آب زیرزمینی بین 5/2 تا 5/3 متر می باشند، بسته به شرایط جانبی دیگرمی توانند در گروه خاكهای بیابانی قرار گیرند.
ج) خاكهائی كه دارای سطح آب زیرزمینی بیش از 5/3 متر می باشند، در گروه خاكهای غیر بیابانی قرار می گیرند.
12- گچ :
میزان گچ موجود در خاك برروی شوری، میزان رطوبت، خصوصیات فیزیكی و شیمیائی و در نهایت رشد گیاهان اثر می گذارد. لذا به دلیل اهمیت گچ و اینكه این ماده در خاكهای مناطق حشك و نیمه حشك غالباً بصورت لایه ها یا افقهائی مشاهده شده و خصوصاً در تشكیلات مارنی به میزان زیاد دیده می شوند، تقسیم بندی ذیل جهت تفكیك خاكهای بیابانی ارائه شده است.
الف) خاكهائی كه میزان گچ افق سطحی و یا حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری آنها بیش از 35 درصد می باشند، بیابانی هستند.
ب) خاكهائی كه میزان گچ افق سطحی و یا حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری آنها بین 15 تا 35 درصد می باشند،مشروط به همراه بودن یك یا چند شرط تكمیلی دیگر خاك بیابانی می باشد.
ج) خاكهائی كه میزان گچ افق سطحی و یا حداكثر تا عمق 50 سانتیمتری آنها كمتر از 15 درصد می باشند، غیربیابانی هستند.
نظرات بسته شده است.