پرواز عکاس آمریکایی بر فراز آسمان کویر ایران

بیشتر عکاسان غربی که به ایران می آیند و سختی گرفتن ویزا و مجوز عکاسی را پشت سر می گذارند، جاهای مشخصی را از قبل در نظر گرفته اند که در زمان کوتاه اقامت شان در ایران دوست دارند حتما به همه آنها سر بزنند.

مقصد این عکاسان که کم و بیش شبیه است، سوژه هایی مانند نمازجمعه تهران و تظاهرات احتمالی بعد از آن، نقاشی های دیواری، زنان چادری و کافی شاپ ها را در بر می گیرد.

اما مقصد جورج اشتاینمتز، عکاس و خلبان آمریکایی که با پاراگلایدر موتور دار خود به ایران آمد، کویر ایران بود.

جورج اشتاینمتز متولد ١٩۵٧ در بورلی هیلز آمریکا است. او در دانشگاه استانفورد، جغرافی خوانده است. پس از تحصیل، ظرف هجده ماه با سوار شدن به خودروهای عبوری جاده ها به بیش از بیست کشور آفریقایی سفر و عکاسی کرده است.

عکس های او مرتب در مجلات نشنال جئوگرافی و جئو و گهگاه در مجلات تایم، فورچون و اشترن چاپ می شوند.

از سال ١٩٨٧ که اولین عکس های او در مجله نشنال جئوگرافی چاپ شد، تا به حال بیش از بیست مقاله تصویری که سه تای آنها عکس روی جلد این مجله بوده، از او منتشر شده است.

گزارش تصویری او از الکلیسم و سندرم جنینی الکل (Fetal Alcohol Syndrome) که در سال ١٩٩٢ در مجله نشنال جئوگرافی چاپ شد، جایزه اول "مسابقه بین المللی عکس سال"(POY) را به دست آورد.

مقاله تصویری دیگری از او در باره موشی که دستکاری ژنتیکی شده بود- که در نسخه آلمانی مجله جئو چاپ شده- "جایزه جهانی عکس مطبوعاتی" ( world press photo) سال ١٩٩۴ را در بخش "عکاسی علمی" نصیب او کرد.

شهرت او به خاطر عکس هایش از پیشرفت های علمی و عکاسی از جغرافیای مناطق مختلف جهان است. صحراهای دورافتاده و فرهنگ های ناشناخته، از سوژه های همیشگی و دوست داشتنی او هستند.

علاقه شدید او به عکاسی از سرزمین های دورافتاده، او را به پرواز با پاراگلایدر موتوردار علاقمند کرد. این وسیله پرنده به او امکان سفر به جاها و ارتفاع هایی را می دهد که هواپیماهای معمولی قادر به پرواز در آن جاها نیستند.

دورنمایی که از درون این وسیله در برابر دوربین او قرار می گیرد در مواردی منحصر به فرد است و به همین خاطر عکس معروف او از شتر هایی که سایه آنها بر شن های پهناورترین صحرای شنی دنیا افتاده است، شهرتی جهانی پیدا کرد.

اشتاینمتز این عکس را در صحرایی میان عربستان سعودی، عمان و یمن گرفته و اسمش را "اوهام عربستان" (Illusions of Arabia) گذاشته است.

عکس معروفی که جورج اسمش را"اوهام عربستان" گذاشته است

عکس معروفی که جورج اسمش را"اوهام عربستان" گذاشته است

در تعقیب سوژه های دلخواهش، وقتی مجله جئو از او خواست از کویر ایران عکاسی کند، در سال ١٣٨٢ به ایران آمد. اما عکاسی از کویر ایران آن طور که جورج تصور می کرد آسان نبود و برای پرواز و عکاسی باید مجوز های جدا تهیه می کرد.

زمانی که جورج از عکاسی بر فراز کویر ایران، تقریبا ناامید شده بود. "فردی ایرانی" به او در گرفتن مجوز های لازم از وزارت ارشاد کمک می کند. اما نیروهای امنیتی و نظامی این مجوز را قبول نمی کنند.

گذشته از نگرانی های امنیتی و حساسیت هایی که همیشه از طرف دولت ایران در مورد عکاسان و خبرنگاران خارجی وجود دارد،نیرو های نظامی، کویر لوت را به این دلیل که "محل عبور کاروان های موادمخدر" است، مناسب حضور بدون محافظت یک عکاس خارجی نمی دانند.

نیروهای نظامی همراه جورج در منطقه شاهرخ آباد یکی از آخرین جاهایی که در جنوب دشت لوت، آب پیدا می شود

نیروهای نظامی همراه جورج در منطقه شاهرخ آباد یکی از آخرین جاهایی که در جنوب دشت لوت، آب پیدا می شود

نیروهای مرصاد هنگام آماده سازی پاراگلایدر موتوردار جورج در دشت لوت

نیروهای مرصاد هنگام آماده سازی پاراگلایدر موتوردار جورج در دشت لوت

او می گوید: "برای سفر به منطقه شن های روان در دشت لوت شرقی یک سرهنگ همراه دوازده خودرو از نیروهای قرارگاه مرصاد که تقریبا در هر کدام شش نیروی نظامی بود، سه خودروی حامل ما را محافظت و همراهی می کردند که نیمی از آنها اسلحه های کالیبر بالا در پشت خودروهایشان داشتند."

"آنها شب ها دور کمپ ما حلقه می زدند و آتش برپا می کردند و نوبتی برای کشیک بیدار می ماندند. چون بیشترهروئین قاچاق از افغانستان و پاکستان به ترکیه، از این منطقه می گذرد ما به محافظت این نیروها برای آن که ربوده نشویم نیاز داشتیم."

جورج از حمله آمریکا به افغانستان و عراق ناراحت است و می گوید: "من همان موقع که رییس جمهور کشورم، در افغانستان و عراق تاخت و تاز می کرد به ایران آمدم. مجله آلمانی جئو خواسته بود از کویر ایران عکس بگیرم. پروازهای زیادی در آسمان کویر ایران داشتم."

"دو حادثه بد هم برایم در دشت کویر پیش آمد و چند تا از انگشتانم در آن حادثه شکست که هنوز کج اند."

او می گوید: "ما مشکل های زیادی با پلیس و نیروهای امنیتی داشتیم که مجوز وزارت ارشاد را برای تهیه عکس هوایی قبول نداشتند. اما من تعدادی عکس خوب از جمله عکس های هوایی از شهر بم، چند هفته قبل از آن که در زمین لرزه آسیب ببیند گرفتم."

جورج از این که عکس هایش را مخاطبان ایرانی هم می بینند خوشحال است و می گوید: "من خوشحالم که مخاطبانی در ایران هم می توانند این عکس ها را ببینند. اینها تصویری از کشور زیبای شما هستند که کمتر کسی دیده است."

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.