بلوچستان سرزمین افسانه ها واسطوره ها
پیرمرد عارفى بود به نام شیخ حسن. او دخترى داشت كه هر روز گوسفندان را به صحرا مى برد. دختر روزى مردى را دید كه با بار هندوانه از راه مى گذرد. دختر كه تشنه بود از مرد درخواست یك هندوانه كرد. مرد گفت: امانت است. دختر گفت: برو كه اینها مار و اژدها مى شوند. وقتى مرد به مقصد رسید دید همه هندوانه ها مار و اژدها شده است.
شیخ حسن از مرد پرسید: سر راه به چه كسى برخورد كرده اى و مرد قصه دختر را تعریف مى كند. شیخ حسن مى گوید كه او دختر من است و از پسرش مى خواهد تا او را از این جا بیرون كند. پسر به دنبال دختر مى رود و با چوب به جان دختر مى افتد. دختر فرار مى كند. دختر وقتى مى بیند برادر به او مى رسد مى گوید خدایا مرا دریاب و در همان لحظه به زمین فرو مى رود و گوشه چادرش بیرون مى ماند و از آن پس این محل تبدیل به زیارتگاه مى شود. این محل در روستاى بى بى دوست واقع شده و مردان حق ندارند وارد این زیارتگاه شوند. مى گویند اگر زنى پسر حامله باشد و وارد این زیارتگاه شود روى بدن او لكى باقى مى ماند. در وسط این زیارتگاه درخت گز بزرگى وجود دارد كه مردم دعاها و نذر و نیازهاى خود را به این درخت مى بندند. سیستان سرزمین افسانه ها و اسطوره ها است. اما در كتاب زرتشت آمده است: سیستان یازدهمین سرزمین آفریده شده توسط اهورامزدا است.
افسانه اول
بنیان شهر سیستان همانند اغلب شهرهاى تاریخى ایران ریشه در اسطوره و واقعیت دارد. سیستان زادگاه كیقباد و كیكاوس پادشاهان اسطوره اى و رستم دستان است. چون كار ساختن شهر زرنگ به پایان رسید و مردم بسیار در آن گرد آمدند ضحاك نیز به كاخ گرشاسب میهمان شده و خواست تا در شبستان (سراى زنان) شراب خورد. گرشاسب خشمگین شد و گفت اینجا سیوستان است نه شبستان و در آن روزگار به مرد مردان سیو مى گفتند. از آن زمان این ناحیه را سیوستان نامیدند و به مرور زمان سیوستان به سیستان تبدیل شد.
افسانه دوم
تاریخ بلوچستان نیز همانند سیستان با اسطوره شروع مى شود. فردوسى توسی در شاهنامه اشاره به قوم بلوچ دارد و مردان آن را در لشكریان كیخسرو به شجاعت و مردانگى ستوده و همچنین در جاى دیگر اتحاد و اتفاق بلوچ ها را با اقوام گیلانى و جنگ آنان را با انوشیروان به رشته نظم در آورده است. در شعر فارسى بلوچ ها پشت به جنگ نمى كنند و دلاورانه با دشمن درمى افتند و نیز فردوسى نشان بیرق آنان را تصویر پلنگ آورده است. به شهادت تاریخ بلوچستان همواره تحت حكومت دولت هاى مركزى ایران بوده و در حفظ و حراست مرزهاى ایران جان بر كف داشته است. بعد از مرگ امیركبیر و بى سیاستى دولت قاجار، بلوچستان به لحاظ حضور روس و انگلیس دچار تجزیه شد.
سرزمین افسانه اى
كوه تفتان بلندترین عارضه طبیعى این سرزمین است و دماى سالانه این دیار ۴۰ درجه سانتى گراد است. اما پیش از گرما در این سرزمین لباس زیباى زنان و دختران را با سوزن دوزى هاى رنگارنگ مى بینید.
پوشاك مردم سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت زمانى و مكانى تفاوت عمده اى دارد. پوشاك مورد استفاده به هنگام كار، مراسم شادى آور و عزادارى و… در فصل هاى مختلف سال با توجه به طبقات اجتماعى در گروه هاى زنان و مردان و كودكان و نوجوانان متفاوت است. پوشاك حوزه فرهنگى سرحد با پوشاك بلوچ هاى ساكن سیستان تا حدودى شبیه به هم است و نسبت به حوزه فرهنگى مكران از رنگ هاى تیره استفاده مى كنند و نوع تزئینات و تن پوش ها و كفش هاى آنان نیز متفاوت است.پوشاك مردان سیستان عمدتاً شامل دستار، سرپوش، پیراهن و شلوار است به دستار در محل لنگوته (Lonqote) مى گویند و بیشتر به رنگ سفید است. از مشخصات لباس روزمره زن سیستانى نوعى سوزن دوزى است كه در حاشیه یقه و سرآستین لباس به كار مى رود و در محل به آن «سیاه دوزى» مى گویند.
موسیقى نیز در هر منطقه سیستان و بلوچستان با توجه به حوزه هاى فرهنگى از یكدیگر متمایز است. موسیقى سیستان، تبعیت از موسیقى بخشى از جنوب خراسان دارد. اما موسیقى بلوچستان ریشه در فرهنگ خود دارد و در حال حاضر از مقام ها و آلات موسیقى بلوچستان پاكستان نیز استفاده مى كنند. موسیقى بلوچستان در مراسم گوناگون، شادى و غم بیشتر غم، یارى رسان حالات مختلف مردم بلوچ بوده و هست. موسیقى بلوچى در حالت رزمى و بزمى و عزا به صورت هم صدایى و هم آوایى اجرا مى شود. این موسیقى در ایجاد رابطه با حیوانات و خزندگان مثل مار و یا درمان و طب شفا نیز كاربرد دارد. ترانه هاى بلوچى در مجموع موسیقى سرزمین ایران جایگاه ویژه اى دارد.
سرزمین تمدن
یكى از مراكز مهم باستان شناسى، نیمه فلات شرقى ایران است. این منطقه شامل استان هاى خراسان، كرمان، سیستان و بلوچستان، جنوب كشور افغانستان و بخش غربى كشور پاكستان است.
طى حفارى هاى انجام شده در بلوچستان، تعدادى ابزار و اشیاى مربوط به دوران پارینه سنگى قدیم از نوع ساطورهاى یك لبه پخ و دو لبه پخ به دست آمد. كشف این نمونه ها گویاى آن بود كه این بخش از بلوچستان از دوران پارینه سنگى قدیم پیلستوسن میانه و جدید، مسكونى بود. به این ترتیب معلوم شد كه زمان استفاده از ابزارهاى به دست آمده به صد هزار سال پیش مى رسد. از محوطه هاى تاریخى به محوطه باستانى «بمپور»، محوطه باستانى «خوراك» و محوطه باستانى «دامن» است. شهر سوخته نیز به علت وسعت و موقعیت ویژه خود، همواره مورد توجه بوده است. فعالیت باستان شناسى شهر سوخته از سال ۱۹۶۰ میلادى آغاز شد. كشفیات شهر سوخته نشان داد این محوطه باستانى دوران مفرغ را به صورت مهمترین مركز اجتماعى و سیاسى، اقتصادى، تجارى، صنعتى، ادارى و فرهنگى تمام منطقه را طى هزاره هاى سوم و دوم پیش از میلاد خاورمیانه در آورده است.
تپه هاى شهر سوخته شناخته شده ترین و بزرگ ترین شهر دوران آغاز تاریخ و مهمترین مركز اسناد استقرار و در حقیقت مركز اجتماعى _ سیاسى و فرهنگى تمام منطقه جنوب شرق ایران طى هزاره هاى چهارم تا دوم پیش از میلاد است.در بقایاى این شهر، لوله هاى سفالى براى انتقال آب و یا دفع فاضلاب یافت شده است. خانه هاى منظم در اولین فصل كاوش این شهرى بیانگر وجود نوعى برنامه ریزى شهرى در این شهر است.
این شهر كه حدود ۴۵۰۰ سال پیش به اوج رسید در همین سال ها دچار یك بحران عمیق سیاسى و اجتماعى شد و سپس در اثر جابه جایى بستر و دلتاى رود هیرمند از بین رفت.
گفته مى شود شهر سوخته ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد بنیانگذارى شده و ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد از بین رفته است. این شهر در حیات ۱۱۰۰ ساله خود چهار دوره تمدنى و استقرار داشته و سه بار دچار آتش سوزى شده كه در آخرین دفعه به طور كامل مى سوزد. هنوز هیچ كس از نام حقیقى این شهر خبر ندارد و تنها در صورتى كه باستان شناسان به بایگانى این شهر كهن دست پیدا كنند از روى كتیبه ها شاید بتوان به نام حقیقى آن پى برد.
نظرات بسته شده است.