درباره تالاب
واژه تالاب هنوز در نزد افكار عمومی جایگاه علمی، مناسب و تعریف شناخته شده و مشخصی ندارد. بسیاری از مردم تالاب، باتلاق یا مرداب را مناطقی دور از دسترس میدانند كه محل تكثیر انواع حشرات و بسیاری از ناقلهای بیماری است. بدین ترتیب باتلاقها یا مردابها نقاط مرموزی هستند كه علاوه بر محل زندگی حیوانات وحشی از جمله گرازها، ممكن است انسان را به بیماریهایی همچون مالاریا مبتلا كنند.
در لغتنامههای فارسی و مقالات علمی مختلف نیز واژه تالاب به صورتهای گوناگونی تعریف شده و مورد بحث قرار گرفته است، به نحوی كه نزدیك به 50 تعریف مختلف از تالاب مورد استفاده قرار میگیرد (1990 – Dugan). در فرهنگ دهخدا كلمه كول یا كولاب معادل تالاب به كار رفت است. ثابتی (1355) تال را نوعی نبات پیچیده جنگلی (داردوست) معرفی كرده است. برخی كلمه تالاب را متشكل از دو كلمه «تال» و «آب» میدانند كه كلمه تال آن در زبان هندی به معنی آبگیر است و یا تال به معنی رشته است كه به علت حالت گسترش نهر در لابهلای نیزارهای اطراف تالاب با این واژه مرتبط شده است.
با وجود همه تعاریف و دیدگاههای فوق اولین تعریف علمی تالاب توسط كنوانسیون رامسر (1351) ارایه شد. بر اساس این تعریف تالاب شامل مناطق مردابی، آب مانده، نمزارهای سیاه و باتلاقی، بركههای مصنوعی یا طبیعی كه به طور دایم یا موقت دارای آب ساكن یا روان، شیرین یا شور یا نیمهشور هستند و یا مناطقی از سواحل دریا كه هنگام جذر ارتفاع آب در آنها بیشتر از 6 متر نباشد، است.
با توجه به ناقص بودن تعریف فوق كه بعضاً دارای نقاط مبهمی بود و فهم كامل آن برای همگان مشكل مینمود، كمیسیون تالابهای كشور در سال 1362 تعریف دیگری را به شرح ذیل از تالابها عنوان كرد كه نسبت به بقیه تعاریف موجود به نظر كاملتر و با درك بهتری همراه است.
«تالاب ناحیهای از مظاهر طبیعی و خدادادی است كه در روند پیدایشش، خاك آن توسط آبهای سطحی و زیرزمینی به صورت اشباع درآمده و در طی یك دوره كافی و شرایط عادی محیطی تشكیل شده است و دارای توالی زیستی میباشد. این مجموعه دارای جوامعی از گیاهان و جمعیتهایی از جانوران ویژه است كه امكان سازگاری در چنین نقاطی را دارند».
بر اساس تعاریف ارایه شده تالابها بوم سازانهای بینظیری هستند كه از لحاظ ویژگیهای بومشناختی منحصر به فرد بوده و به خوبی از سایر بومسازگانهای دیگر قابل تفكیك میباشند. آب و خاك شرایط خاص خود را دارند و این شرایط از یك طرف امكان رویش هر گیاه و زیست هر جانداری را میسر نمیسازد و از طرف دیگر گونههای زیستی بینظیری را كه بعضاً در هیچ یك از زیستگاههای دیگر طبیعت یافت نمیشوند، پرورش میدهد. شرایط زیستمحیطی حاكم بر تالاب دسترسی انسان را به آن مشكل و گاهی غیرممكن نموده و به این ترتیب بكرترین جلوههای زیبای طبیعت را به وجود آورده است.
ارزش و اهمیت تالابها
در بین بومسازگانهای طبیعی، ارزش و اهمیت تالابها دیرتر از بومسازگانهای دیگر درك شده و كمتر مورد بررسی قرار گرفته است. متاسفانه هنوز آثاری از این تصور كه تالابها نقاط بد و كثیفی هستند كه میبایست خشكانده شوند تا علاوه بر مصارف كشاورزی و زراعی، از شر آنها خلاص شویم، وجود دارد. حتی برخی این دستدرازی و چپاول طبیعت را كه با گسترش علم و فناوری به راحتی انجام مگیرد، نوعی پیشرفت و خدمت به بشریت میدانند!
اما با همه نگرانیها و تصورات غلطی كه پیرامون شناخت و درك تالابها و ارزش و اهمیت آنها وجود دارد، اشخاص و سازمانهایی وجود دارند كه در سطح ملی و بین المللی با تحقیقات و تلاشهای پیگیر و مستمر خود هر روز گوشه تازهای از اهمیت اقتصادی، اجتماعی و بومشناختی آنها را كشف و معرفی میكنند. امید است مسئولین محترم كشور ما نیز همگام با تلاشهایی كه در سطح جهان و به صورت بین المللی در راستای شناخت ارزشها و حفاظت از محیط زیست و تالابها به عنوان یكی از مظاهر با ارزش و بسیار زیبای طبیعت انجام میشود، اقدامات موثرتری را به مرحله اجرا گذارند.
تالابها به خاطر داشتن ویژگیهای خاص هیدرولوژی دارای فوایدی میباشند. تالابها نه تنها موجب تغذیه و تامین بخشی از سفرههای آب زیرزمینی میشوند، بلكه محیطی را فراهم میكنند كه بسیاری از پرندگان، ماهیها و آبزیانی كه حیات آنها وابسته به وجود چنین نقاطی است، بتوانند از آن به عنوان بهترین زیستگاه جهت بقا و تامین غذای خود از آن استفاده كنند.
در بیش از نیمی از كشورهای جهان برداشت محصول ماهی منوط به سلامتی تالابهاست ، 16% از گونه های پرندگان در معرض خطر انقراض پرندگان تالابی هستند و كاهش جمعیت پرندگان تالاب یكی از شاخصهای روند انهدام و تخریب چنین محیطهایی محسوب میشود . تالابها همچنین با تنظیم جریان آب از گسترش سیلاب و نفوذ آبهای شور جلوگیری كرده و در امور حمل و نقل بسیار از كشورهای جهان به طور موثر مورد استفاده قرار میگیرند.
خاستگاه نهایی بسیاری از آبراههها، نهرها، رودخانه و سیلابها، تالابها میباشند. جریانات آبی در مسیر خود بقایای گیاهان، اجساد جانواران و مواد آلی و كانی را شسته و در نهایت به تالاب میریزند كه موجب كوتاه شدن طول عمر، اما غنی شدن این زیستگاهها از لحاظ غذایی میشوند. به این ترتیب تالابها بالاترین میانگین تولید اولیه خالص در میان بومسازگانهای جهان دارا هستند، مثلاً یك تالاب آب شور میتواند 20 برابر یك دریای ژرف زیتوده در متر مربع در سال تولید كند (1975 – odum) و با وجود اینكه تالابها درصد ناچیزی از سطح بیوسفر جهان را شامل میشوند، اما حدود 10 تا 14 درصد كربن جهان را در خود نگهداری میكنند . خاك تالاب نیز عمدتاً از نوع توربزا بوده كه از لحاظ مقدار مواد آلی بسیار غنی و از لحاظ زراعی حاصلخیز است.
تنوع زیستی، ژنتیكی و تنوع گونههایی كه در تالاب زندگی میكنند از اهمیت بالایی برخوردار است. تالابها اگرچه وسعت چندانی نسبت به سایر محیطهای زیستی ندارند، ولی در عمل به خاطر داشتن شرایط خاص محیطی، ویژگیهای آب و خاك و پیچیدگیهای بومشناختی تنوع قابل ملاحظهای را به وجود میآورند. تالابها به عنوان كانونهای حساس نه تنها دارای تنوع گونه ای بسیار بالای جانوری و گیاهی هستند، بلكه تنوع ژنتیكی در هر یك از گونهها در حد بالایی است و این تنوع به طور عمده در ارتباط مستقیم با تنوع محیط زیست و زیستگاههای متشكله در تالاب است. به عنوان مثال تنها فون حشرات در تالاب حدود 50% تنوع زیستی جهان را تشكیل میدهد.
تالابها در جلوگیری از گسترش كویر نیز نقش بهسزایی دارند. بسیاری از تالابهای جهان در نقاطی واقع شدهاند كه در واقع مرز بین دو بومسازگان آبی و خشكی است. به طور مثال تالاب گاوخونی به عنوان تنها دریاچه آب شور دایمی در فلات مركزی ایران و در دل كویر واقع شده و نقش موثری را در جلوگیری از گسترش كویر ایفا میكند. رودخانه زایندهرود همانند یك كمربند سبز دل كویر را میشكافد و در نهایت به تالاب ختم میشود و آنجاست كه بومسازگان آبی كویر را به مبارزه میطلبد و این نقش وقتی مشخصتر میشود كه میبینیم تپههای گسترده وسیعی كه در امتداد تالاب قرار دارد، توسط رطوبت و پوشش گیاهی آن تثبیت شده است و در صورت نابودی تالاب حركت شنهای روان به نواحی شرقی اصفهان، از جمله شهر ورزنه كه نزدیكترین شهر به تالاب است، آغاز خواهد شد. نظیر این حالت در بیشتر تالابهای مركزی و نواحی جنوبی ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان وجود دارد.
تالابها یكی از بینظیرترین، زیباترین، بكرترین و شگفتانگیزترین پدیدههای طبیعی هستند كه هر یك دارای جلوههای بسیار بدیع، جالب، ناشناخته و پررمز و رازی هستند. به عنوان مثال گوشههایی از تالاب گاوخونی در اصفهان، بخشهایی از تالاب سیاه كشیم در گیلان و یا دشت ارژن و دریاچه پریشان در فارس را میتوان ذكر كرد كه هر یك در اوج زیبایی قرار دارند و به همین دلیل میتوان از تالابها به عنوان كانونهای تفرج و تفریح، بازدید و سیاحت و جلب گردشگری استفاده كرد، به شرط آن كه این برنامهها همراه با یك نظام مدیریتی هدفدار و حسابشده باشد، علاوه بر افزایش آگاهی عموم افراد جامعه و شناخت زیباییهای آن میتوان از مردم در حفاظت از تالابها و جلوگیری از تخریب آنها كمك خواست.
علاوه بر موارد ذكر شده تالابها در جلوگیری از فرسایش سواحل دریاها، تثبیت هوای منطقه از لحاظ مقدار بارندگی و دمای محیط، آموزش و تحقیق، تامین علوفه دام، مصارف كشاورزی، استخراج مواد معدنی مثل پتاسیم و فسفر، تصفیه هوای مناطق مجاور، بهرهبرداری و اشتغال مردم حاشیه تالاب، جلوگیری از فرسایش بادی نقاط همجوار، پرورش ماهی و . . . نیز نقش دارند.
عوامل تهدید و تخریب تالابها
از گذشتههای بسیار دور انسان آزمند و حریص همواره به گسترش سیطره و تسلط خود بر سرزمینها و دشتهای پهناوری كه در مقابل دیدگان بشر قرار میگرفت، توجه داشت و بر اساس این باور غلط كه منابع طبیعی موجود پایانی ندارند و انسان میتواند تا ابد از این چشماندازهای طبیعی و غنی استفاده كند، هر روز دستدرازی و چپاول بخشهای جدیدی از آن را آغاز كرده و بر جمعیت خود بر روی كره خاكی افزود، غافل از این كه پایان ناخوشایندی در انتظارش است. فشار و سنگینی بار بهرهبرداریهای مكرر، غیر آگاهانه و بیش از حد و حصر از منابع طبیعی و از جمله تالابها بر همه بخشهای زیست ما به شدت احساس میشود. در این میان الگوهای پیچیده اقتصادی كشور پیشرفته از یك طرف و فقر و رشد نگرانكننده جمعیت كشورهای در حال توسعه از طرف دیگر بر این سنگینی بار میافزایند. بخش اعظم این تخریبها و انهدامها متوجه بومسازگانهای آبی و محیطهای تالابی میباشد كه حتی شدت تخریب آنها از بخشهای دیگر به خاطر عدم درك صحیح از ارزشهای نهفته آنها بیشتر است و روند بیابانی شدن و توسعه كویر با از بین رفتن آنها سرعت بیشتری میگیرد.
پایداری روند تخریب تالابها وجه اشتراك تمام كشورهای جهان است. هر روز در گوشهای از این زیسپهر پهناور شاهد مرگی یكی دیگر از تالابها هستیم. اگر چه از آهنگ سریع تخریب و نابودی تالابها به مقدار قابل ملاحظهای كاسته شده، ولی حجم عظیم تخریبهای گذشته و نابودیهایی كه بعضاً هنوز هم به چشم میخورد، اوضاع نگرانكنندهای را در مورد وضعیت آینده تالابها فراهم كرده است. امروزه خطر نابودی تالابها و آلودگی آبهای ساحلی همانند بحران تخریب لایه ازن، نابودی جنگلها و انقراض بسیاری از گونههای جانوری و گیاهی به یكی دیگر از بحرانهای زیستمحیطی جهان تبدیل شده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده از طرف كنوانسیون رامسر (1997) آمار تخریب و از بین رفتن تالابها در برخی از كشورهای جهان به این گونه است:
همچنین بر اساس اطلاعات موجود در ایالات متحده آمریكا تقریباً 50 % تالابهای طبیعی نابود شدهاند و تاثیر این نابودی در انواع زیستگاههای مهم مشهود است. برای مثال دشت غرقابی جنگلهای میسیسیپی تنها به چند درصد رسیده و تالابهای كالیفرنیا 90 % كاهش یافته است. در بریتانیا 60 % تالابها نابود شده و از سال 1930 تا كنون 6 گونه گیاهی تالابی منقرض شدهاند. در سراسر اروپا تغییرات مشابهی در جریان است،40 % تالابهای ساحلی از سال 1960 تا كنون نابود و 70 درصد تالابهای پرتغال جهت كشت و ذرع خشك شدهاند.
روند تخریب و نابودی تالابها در ایران نیز وضعیت بهتری از سایر كشورها ندارد. اگر چه آمار دقیق و كاملی از وضعیت تالابهای كشور از لحاظ پوشش گیاهی و نقشه رویشی آبزیان، پرندگان مهاجر و بومی، گونههای بومی و مهاجم گیاهی و جانوری، تخریب و دگرگونی این بومسازگانهای طبیعی و خدادادی وجود ندارد و تحقیقاتی كه در این راستا انجام گرفته، پراكنده و به صورت مقطعی بوده است. اما گزارش مقدماتی ارایه شده از وضعیت تالابهای جمهوری اسلامی ایران دلنگرانیهای درخور توجهی را از وضعیت آیندهی تالابهای كشور به وجود آورده است.
بر اساس گزارش مذكور (صادقی – 1378)، میزان قابل ملاحظهای از تالابهای حوزه آبریز دریای خزر برای مقاصد كشاورزی، ساخت مسكن و جایگاه دفن زباله نابود شدهاند. همچنین در حوزه آبریز خلیج فارس و دریای عمان بخش قابل ملاحظهای از تالابها طی جنگ تحمیلی و عوارض ناشی از آن آسیب دیده و البته جنگ خلیج فارس نیز بر آن بیتاثیر نبوده است. در حوزه آبریز هامون نیز علاوه بر جنگ طولانی مدت داخلی در كشور افغانستان كه موجب بروز آثار سوء در تالابهای آن حوزه شده است، اعمال مدیریت نامناسب منطقهای از جمله تغییر مسیر، ایجاد تاسیسات جدید و وارد كردن گونههای غیر بومی، صدمات و خسارات قابل ملاحظهای را به دنبال داشته است. نابودی تالاب كمجان و تبدیل راضی آن به زمینهای كشاورزی، پس از مدتی موجب غیرقابل استفاده شدن اراضی كشاورزی مذكور میشود. همچنین ر معرض تهدید جدی قرار داشتن تالاب گاوخونی (بدون اقدامات و ملاحظات مدیریت آبریز زاینده رود) از فاجعههای زیستمحیطی در حال تكوین در این حوزهها به شمار میآید. به علاوه در حوزه آبریز دریاچه ارومیه احداث سد بر روی رودخانهها و احداث بزرگراه در داخل دریاچه ارومیه و عوارض ناشی از آن، تاسیسات آبزیپروری و زهكشی بخشهایی از آن از عوامل تهدید كننده جدی نابودی تالابهای این حوزه است. موارد گفته شده تنها گوشهای از روند تخریب و نابودی تالابها در ایران میباشد.
در مجموع عمدهترین عوامل موثر در از بین رفتن تالابها در ایران و سایر نقاط را میتوان به صورت ذیل خلاصه كرد، شایسته است با اتخاذ تدابیر آگاهانه و به موقع از بحران زیستمحیطی عنقریب جلوگیری شود.
یكی از عوامل عمده تخریب و انهدام تالابها عوامل انسانی است (1994 – Dugan). عدم شناخت واقعی ارزشهای بالقوه و نقش و اهمیت این بومسازگانها در زندگی بشر كه ادامه حیات بقای ما و سایر موجودات را تضمین میكند، موجب ناكام ماندن بسیاری از اقداماتی میشود كه سعی در حفاظت از تالابها و جلوگیری از تخریب آنها دارند.
تبدیل بومسازگانهای تالابی به زمینهای كشاورزی از دیگر عوامل نابودی تالابها است. تالابها از لحاظ مواد توربزا بسیار غنی بوده و برای امور زراعی مناسب میباشند، از این رو تالابهای بیشماری تاكنون زهكشی و تبدیل به زمینهای كشاورزی شدهاند. این اقدام اگرچه ممكن است به ظاهر و در كوتاهمدت مفید به نظر آید، اما آنچه مسلم است این كه در درازمدت با خسارات جبرانناپذیر زیستمحیطی همراه است.
رودخانهها و جریانات آبی دیگر در مسیر خود به وسیلهی فاضلابهای شهری، كشاورزی و صنعتی آلوده شده و در نهایت موجب آلودگی تالاب میشوند. بخشی از این آلودگیها (فاضلابهای شهری) در درازمدت و طی یك سری واكنشهای شیمیایی از بین میرود، لیكن مسمومیت ناشی از مابقی فاضلابها حیات آبزیان، پرندگان، حیات وحش و به طور كلی بقای تالاب را به شدت به مخاطره میاندازد.
رسوبات حمل شده به تالاب نیز موجب پر شدن تالاب، رسوبزایی و در نتیجه كم شدن گستره و توسعه تالاب شده و چنانچه با اقدامات به موقع لایروبی نشود، زمینه را برای نابودی كامل آن در آینده فراهم میكند. شاید به همین خاطر باشد كه اصولاً تالابها از دیدگاه زمینشناسی طول عمر اندكی دارند.
از عوامل متعدد دیگر در نابودی تالابها عدم وجود مدیریتی هدفدار و توانمند است كه در بسیاری از موارد اقداماتی را كه جهت حفاظت و حراست از تالابها پیشبینی میشود، به نتیجه نهایی و مورد نظر نمیرساند. عدم اطلاعات لازم و ضروری پیرامون بسیاری از تالابها و عدم ارایه طرحهای جامع مدیریتی، حفاظت از تالابها را با مشكل مواجه كرده است و از این رو است كه در پنجمین نشست كنوانسیون رامسر در كوشیرو ژاپن در سال 1993 بر اصول استفاده خردمندانه از تالاب تاكید و اعلام شد كه لازم است از محدودیتهای بومشناختی یك سیستم تالابی شناخت كاملی داشته باشیم تا بتوانیم در مورد تاثیر عملكردها بر تالاب به درستی داوری كنیم. بنابراین زمانی كه اطلاعات كافی و جامعی در دست نیست، باید فعالیتهای موثر بر تالابها با رعایت كلیه اصول احتیاطی صورت گیرد، به عبارت دیگر هنگامی كه یك فعالیت بر تالاب مجاز است كه به وضوح كلیه آثار و پیامدهای آن مشخص شود و در صورت وجود هر گونه ابهام باید از انجام آن ممانعت به عمل آید.
استفاده از تالابها به عنوان مناطق تفرجگاهی اگرچه یكی از اهداف جدید مدیریت تالابها در راستای آشنایی مردم با ارزشها و حفاظت از آنها به شمار میآید، لیكن اگر این اقدام بدون برنامهریزی صحیح و لجام گسیخته باشد، نه تنها هدف مذكور محقق نمیشود، بلكه گاهی به روند تخریب تالاب نیز كمك میكند. صید و شكار نیز در این مناطق باید طبق ضوابط و مقررات حسابشده و مدون صورت پذیرد. خوشبختانه اعمال قوانین شكار در ایران سابقهای بس تاریخی دارد، چرا كه اولین احكام قانونی در باب شكار در اردیبهشت 1307 تدوین شده است، اما صدور مجوز شكار بیش از حد ظرفیت در چنین مناطقی و همچنین شكارهای غیرمجاز و دور از چشم قانون موجب شده تا پرندگان و حیات وحش تالابها نیز همانند سایر نقاط دیگر صدمات شدیدی را متحمل شوند. در كشور ما حدود یك میلیون اسلحه شكاری با پروانه مجاز در اختیار شكارچیان قرار دارد و سالانه بیش از پانصد میلیون گلوله حیات وحش و پرندگان كشورمان را هدف قرار داده و آنها را با خطرات شدیدی مواجه كرده است .
علاوه بر موارد ذكر شده، برداشت مواد توربی از تالابها، استفاده مكرر اقتصادی نظیر استخراج نمك، مواد معدنی و پرورش آبزیان و . . . دیواركشی و تغییر شكل آنها به مخازن آب، تغییر مسیر آبراههها و یا پمپاژ آبهای زیرزمینی نواحی مجاور، ایجاد سد و كنترل آب رودخانهها، افزایش رسوبگذاری، كانالی كردن رودخانهها، معرفی گونههای غیر بومی و جمعآوری تخم پرندگان توسط افراد سودجو از جمله عمدهترین عوامل دیگری هستند كه در نابودی تالابها هر یك به نوبه خود نقش بهسزایی دارند.
تلاشهای جهانی در حمایت از تالابها
سالهای بسیاری به طول انجامید تا بشر با بخشی از واقعیتها و ارزشهای نهفته و غنی تالابها آشنا شود. پیچیدگی روابط بومشناختی، دور از دسترس بودن و وجود رموز زیستی فراوان در بسیاری از نقاط تالابی جهان روند شناخت آنها را با مشكل موجه میساخت، تا این كه از سال 190 به بعد، تحولی عظیم در بررسی مسایل زیستمحیطی تالابها شكل گرفت.
بیشتر تحقیقات و تلاشهای انجام شده در طی سالهای مذكور در ارتباط با شناخت ویژگیهای كلی تالابها بود و مطالعات تخصصی كمتری صورت میگرفت، به طوری كه فهرست كاملی از پرندگان، آبزیان و گیاهان مناطق تالابی جهان هنوز در دسترس نیست و موجودات زنده بسیاری از تالابها ناشناخته مانده اند، ولی این اقدامها خود گامی موثر در مطالعات كاملتر و جامعتر بعدی به شمار میآید. آنچه مسلم است، هر قدر انسان بر میزان دانش خود پیرامون تالابها بیافزارید، علاوه بر شناخت استعدادهای نهفته زیستمحیطی تالابها، میتواند از میزان صدمات و خسارات ناشی از نابودی آنها بكاهد.
یكی از اولین اقدامات موثر هماهنگ جهانی در حمایت از تالابها، كنوانسیون رامسر بود كه با انگیزه آشنایی بشر و با ویژگیهای منحصر به فرد تالابها و مشاركت جهانی در حفاظت از تالابها شكل گرفت. این كنوانسیون در طی سالهای فعالیت خود توانست ضمن جلب افكار عمومی جهان، زمینه را جهت مطالعات و حفاظت بیشتر تالابها در سطح بینالمللی فراهم كند كه به لحاظ اهمیت در بخشی جداگانه آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
I.U.C.N و I.W.R.B از موسسات بین المللی معتبری هستند كه سابقه طولانی در حمایت از منابع طبیعی، تالابها و حیات پرندگان جهان دارند. این سازمانها حتی در طی سالهای اولیه حیات كنوانسیون رامسر، آن را رهبری كرده و همكاری تنگاتنگی با آن داشتند. همچنین هر یك از سازمانهای مذكور به نوبه خود تلاشهایی را در سطح جهانی به مرحله اجرا گذاردهاند كه بخشی از این تلاشها ویژه حمایت از تالابها بوده است.
از تلاشهای بین المللی دیگری كه در حمایت از ین گونههای جانوری و گیاهی تالابها موثر بوده است، هماندیشی بسیاری از كشورهای جهان در سال 1992 میباشد كه منجر به تشكیل كنوانسیونی به نام تنوع زیستی شد و به خاطر تنوع زیستی بالا و منحصر به فرد گونههای موجود در تالابها، همواره بخشی از فعالیت این كنوانسیون به شناخت موجودات زنده تالابها معطوف بوده است. I.U.B.S و SCOPE نیز با همراهی یونسكو برنامهای را تحت عنوان «تنوع» طرحریزی كرده تا تحقیقات بهتری را درباره تنوع زیستی به مرحله اجرا بگذارند.
هماندیشی بیش از 900 دانشمن از 25 كشور جهان در چهارمین كنفرانس تالابها Irintecol در كلمبو، گردهمایی بیش از 1000 نفر متخصص محیط زیست در اولین كنفرانس «تالابها و توسعه» در 1995 در مالزی و مشاركت بیش از 1500 دانشمند در دومین كنفرانس « تالابها و توسعه» از 50 كشور جهان در سال 1998 در سنگال، گوشهای از ادامهی تلاشهایی است كه پیرامون شناخت، حفاظت، احیا، توسعه و بهرهبرداری معقول از تالابها در سطح جهانی انجام میگیرد (8).
در حال حاضر مهمترین موسسات جهانی كه به طور مستقیم و یا غیر مستقیم مسایل مربوط به تالابها را دنبال كرده و اهتمام خاصی به حمایت از آنها دارند، عبارتاند از:
اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی I.U.C.N
كنوانسیون رامسر (كنوانسیون تالابها و پرندگان مهاجر)
كنوانسویون بش
مركز بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی (I.W.R.B).
كنوانسیون تجارت بین المللی گونههای گیاهی و جانوری در معرض خطر انقراض (C.I.T.E.S).
شورای بین المللی حفاظت از پرندگان (I.C.B.P).
كنوانسیون بین المللی رامسر سند افتخار ملی
بنا به دعوت ایران در سال 1349 نمایندگان برخی از كشورهای جهان در شهر رامسر گر هم آمدند تا با هماندیشی تاریخی خود یكی از اولین نهادهای بینالمللی حفاظت از تالابها را تشكیل دهند. كنوانسیون رامسر كه به نام محل برگزاری آن معروف شد، توافقی بینالمللی است كه بر اساس آن كشورهای عضو فراتر از مرزهای جغرافیایی مسایل زیستمحیطی تالابهای كشورهای متعهد، به ویژه تالابهای بینالمللی را مورد مطالعه، تحقیق و بررسی قرار داده و نتایج حاصل از مطالعات لیمنولوژی، بومشناسی،هیدرولوژی، گیاهشناسی و جانورشناسی را در اختیار سایرین قرار میدهند. كشورهای عضو همچنین موظف هستند كه تمام تلاشهای ممكن خود را در راستای منافع ملی كشورشان به كار برند تا از تخریب و نابودی این بومسازگانهای بینظیر طبیعت جلوگیری به عمل آید.
كنوانسیون رامسر طی سالیان متمادی از فعالیت خود توانسته است ضمن جلب نظر افكار عمومی، جهانیان را از تاثیر و اهمیت قابل توجه این جلوههای بدیع در زندگی انسان و بقای موجودات زنده آگاه سازد و رغبت كشورهای جهان را در همكاری با این نهاد گسترش دهد، به نحوی كه اگر تنها در سال 1349 فقط تعداد معدودی از كشورهای جهان (حدود 18) كشور عضو این كنوانسیون بودند، امروزه بر اساس آخرین اطلاعات موجود تعداد كشورهای عضو به 118 كشور افزایش یافته است و در مجموع 1015 تالاب را با مساحتی بالغ بر 71 میلیون همكتار در دفتر كنوانسیون به ثبت رسانیدهاند كه در این میان كشور ایران به عنوان اولین كشور آسیایی عضو و بنیانگذار كنوانسیون 19 تالاب خود را با مساحتی در حدود 1409240 هكتار در اختیار این كنوانسیون قرار داده است.
این نهاد بین المللی پس از تاسیس در سال 1971 همواره میكوشد تا با برگزاری منظم جلسات كنوانسیون در كشورهای مختلف عضو مسایل و مشكلات زیستمحیطی تالابها را در اقصینقاط جان مورد بررسی قرار دهد و راه حلهای ممكن را در حمایت و حفاظت هر چه بیشتر این بومسازگانهای طبیعی پیشنهاد كند. كنوانسیون سعی دارد با توسعه این تفكر كه تالابها محیطهای كثیف و بد نیستند، بلكه سازنده منابع بزرگ اقتصادی، فرهنگی، عملی و تفریحی هر كشور به شمار میآیند، از روند تخریب و دگرگونی آنها جلوگیری كرده و مردم را متوجه خسارات جبرانناپذیر ناشی از نابودی آنها نماید.
هر یك از كشورهای جهان كه بخواهند به عضویت كنوانسیون رامسر درآیند، میبایست حداقل یكی از تالابهای كشور خود را به دفتر كنوانسیون معرفی كنند. كنوانسیون بر اساس شرایط ذیل تالاب را مورد بررسی قرار میدهد و چنانچه شرایط لازم را دارا باشد، آن را در دفتر كنوانسیون به عنوان تالاب بینالمللی ثبت میكند .
منحصر به فرد بودن تالاب به طوری كه نظیر ان در آن كشور یا منطقه وجود نداشته باشد.
وجود بیش از یك درصد جمعیت پرندگان نادر و در خطر انقراض منطقه یا جهان در تالاب.
وجود بیش از 20000 پرندهی آبزی و كنار آبزی در تالاب.
ارزشهای اقتصادی و اجتماعی تالاب.
ارزش علمی و حفاظتی تالاب.
ارزش جمعیت گونه های جانوری و گیاهی.
چنانچه كشوری بخواهد به هر دلیلی تالابی را از كشور خود كه قبلاً در دفتر كنوانسیون به ثبت رسانیده، حذف كند، میبایست تالابی دیگر از كشورش را جایگزین نماید.
تشکر
مقاله نسبتاکاملی بود.
اطلاعات خيلي خوبي بود.ممنون
عالی بود
باسلام وعرض ادب خدمت تگارنده مقاله فوق
مقاله بسیارخوب وجامعی بود ارآن استفاده خوبی توانستم بنمایم واززحماتتان سپاسگزارم.باتشکر
سلام.
ممنون بابت اطلاعات جامعی که ارائه نمودید.